با خمینی جلوه ما دیگر است

بسم الله الرحمن الرحیم 

این روزها نمی دانم چرا در حال و هوای جبهه ها هستم؟  شاید به این دلیل است که به سالگرد جنگ تحمیلی نزدیک می شویم.هر چه که هست این شعر را مناسب حال خود و این روزها دیده ام : 

             کربلای جبهه ها یادش به خیر 

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند 

عده‌ای « حسن‌القضا » را دیده‌اند
عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند 

بزدلانی کز هراس ابتر شدند 

از بسیجیها بسیجی‌تر شدند 

آی، بی‌جانها ! دلم را بشنوید 

اندکی از حاصلم را بشنوید 

تو چه می‌دانی تگرگ و برگ را 

غرق خون خویش، رقص مرگ را 

تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست 

بین ابروها رد قناصه چیست 

تو چه می‌دانی سقوط «پاوه» را 

« باکری» را « باقری» را « کاوه» را 

هیچ می‌دانی « مریوان» چیست؟  

هان !هیچ می‌دانی که « چمران» کیست؟  

هان !هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست 

هیچ می‌دانی « دوعیجی» در کجاست؟ 

ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند  ادامه مطلب ...

متهم کهریزک دکتر شد!

بسم الله الرحمن الرحیم  

همشهری آنلاین:

آقای لاریجانی رئیس قوه ی قضا: 

{پرونده سعید مرتضوی} بخشی از اتهامات ایشان به دادگاه رفته و آخرین دفاعیات گرفته شده و در مورد برخی از اتهامات دیگر ایشان درخواست اعمال ماده (18) کردند. 

.... 

البته او در قسمتی از بیاناتش هم گفته است: موضوع زمینخواری برادرش جواد لاریجانی صحیح نیست! 

اما سایت عصر ایران به نقل از سایت انتخاب نوشت: سعید مزتضوی رسما دکتر شد( سند)  

...پس خاطرتان باشد که احتمالش بعید نیست که بعد از این بخوانیم که کسی متهم شده است و به جای محاکمه و زندان رفتن، دکتر از اب درآمده است!

غریب به غریبی زندگی!

بسم الله الرحمن الرحیم

در اوج خستگی، دیشب تا به خود صبح، صدای خنده از خانه ی ما قطع نشد. خانمها، ما اندک آقایون را در یک اتاق حبس کردند و بقیه ی خانه را به اشغال خود درآوردند و مدام گفتند و خندیدند و ما چقدر از پشت در بسته سر به سرشان گذاشتیم...

امروز وقتی پسرم با عروسم با چمدانی کوچک برای ماه عسل به سفر رفتند، یاد گذشته ها افتادم. دیدم تازه امروز است که قدری از احساس پدر و مادرم را می توانم بفهمم . در نگاه آنها هم که حتما توی قاب خاطراتشان باز می شده، چه تصاویری که نمی شد دید، آنزمان که همین سیکل را تکرار می کرده اند! 

حواسمان هست؟  

نسل به نسل میآید و با ایجاد تغییراتی در آداب و سنن، جای خود به نسل بعدی می سپارد، که آنها نیز ، بزودی زود، در هنگام مرور خاطرات، بدل به نسلی قدیمی می شوند! 

داشتم فکر می کردم که فضای بیکران اطراف ما چه شادی ها و خنده ها و چه غم ها و گریه هایی را در دل خود ثبت و ضبط کرده است.   

چه بسیار اسم هایی که انگار اصلا وجود نداشته اند!  

چه اسم هایی که به بزرگی شناخته می شدند و امروز، حتا، هیچ اثری از نامشان نیست.  

میلیاردها میلیارد انسان به همین ترتیب آمده اند و رفته اند و همچنان هم، به صف از راه می رسند و به نوبت می روند! 

بله. راستی که در عین سادگی، چه فضای بغرنج و غریب و ناآشنایی است این زندگی!

ازدواج در تهران قدیم

بسم الله الرحمن الرحیم 

جمعه دهم شهریور جشن ازدواج پسرم است. آرزومند دعای خیر شما برای خوشبختی شان هستم. دیروز بدنبال مطلبی می گشتم بطور اتفاقی به این متن در باره ی عروسی برخوردم، فکر کردم بی مناسبت نیست تا آن را نقل کنم گرچه انگار خوشی های روزگار قدیم هم از رنگ و بوی دیگری بوده! مطلب مفصل است. خودتان اگر خواستید به آدرس داده شده بروید و آنرا کامل بخوانید. اما در اینجا خلاصه اش و از خرید عروسی به بعد را می گذارم. شاید وصف العیش، راستی راستی نصف العیش شد!   

مطلب با اینترنت اکسپلورر به هم ریخته دیده می شود. دوبار هم حذف کرده و مجددا ارسال کردم و مشکل همچنان باقی است. اما با مرورگرهای دیگر مطلب، بدون اشکال نمایش داده می شود! 

 

                ازدواج دو کبوتر عاشق!

 ازدواج در تهران قدیم  

خرید عروسی
پس از خواستگاری و پسند طرفین و انجام مراسم بله برون، را هر زمانی که طرفین موافقت کردند و مورد قبول واقع می شد و ایجاد اشکالی نمی کرد. جهت خرید وسایل عروسی تعیین می کردند. وسایلی که معمولاٌ در این زمان خریده می شد عبارت بود از پارچه و با لباس دوخته شده، آیینه و شمعدان، وسایل آرایش عروس، لباس های زیر برای عروس، کفش و جوراب، لوازم مربوط به سفره عقد و دیگر وسایل اینچنین، نکته دیگر قابل ذکر آن که برای این خرید یک یا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب می شدند که معمولاٌ نیز در این خرید عروس و داماد شرکت نداشتند ( البته این قضیه جنبه همگانی نداشته و گاهی خود عروس و داماد شرکت می کردند ) و نمایندگان به سلیقه خود وسایل مورد نیاز را خریداری می کردند. در ضمن این نکته را نیز باید متذکر شد که خرج این دسته خریدها کلاٌ به عهده داماد بوده است .

جهازبران
چند روز قبل از عروسی و گاهی روز قبل از آن، مراسم جهاز بران صورت می گرفت. برای جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجیر می شدند تا وسایل جهیزیه عروس را به خانه داماد حمل کنند. علاوه بر طبق کش ها، عده ای نقاره زن نیز استخدام می شدند تا در طول راه به هنرنمایی بپردازند. قبل از رسیدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد می رفتند و قسمتهایی از خانه داماد را که برای عروس در نظر گرفته شده بود، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو می کردند. هنگامی که جهیزیه در خانه داماد جای می گرفت. فردی از طرف خانواده عروس صورت اسبابی که آورده بودند را نشان داماد می داد و از وی بابت آنها رسیدی دریافت می کرد که به آن سیاهه می گفتند. علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چی ها جزو وظایف داماد به حساب می آمد. طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه های کف طبق ها را که برای تزئین تدارک دیده شده بود را برای خود بردارند. وسایل جهیزیه طبق توافقی که قبلاٌ بین خانواده های عروس و داماد صورت گرفته بود تهیه می شد. به عنوان مثال گاهی عبارت بود از  دیگ، قابلمه، ملاقه، آبکش، مجمع های مسی، آفتابه لگن و اسباب دیگری همچون رختخواب، متکا، پشتی، پرده، سماور، بلور و علاوه بر همه اینها، آینه و قرآن جزو اصلی مهمترین وسایل جهیزیه به شمار می رفته است .

حنابندان
سه یا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام می گرفت که اولین آرایش عروس را انجام می دادند. آرایش عروس )بزک عروس) پس از پایان استحمام، عروس را با ساز و دُهل به خانه می آوردند و در این هنگام مشاطه ای که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرایش عروس می کرد. آرایش های گذشتگان در فرهنگ های فارسی تحت عنوان ( هر هفت ) معرفی شده است و هر هفت یعنی لوازم آرایش زنانه که در قدیم عبارت بود از هفت چیز  سرخاب، سفیدآب، حنا، وسمه، سرمه، زرک، غالیه و خال، بنابراین هر هفت کردن به معنی آرایش کردن است و مترادف آن نیز همان اصطلاح هفت قلم آرایش کردن می باشد.

مراسم عقد کنان
مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام می دادند و برای انجام این امر اتاقی را در نظر می گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا می شد. قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سلیقه و خوشبخت فامیل، برای تزئین سفره عقد در اتاق مزبور حاضر می شدند و با ظرافت خاصی اسباب سفره را در سرجای خود می چیدند .اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از نقل و شیرینی، چند کله قند، چند لاله یا جار، گلابدان، خنچه، اسپند، کاسه ای آب که رویش یک برگ سبز باشد و .... به هنگام عقد عروس را مقابل آیینه و رو به قبله می نشاندند و به هنگامی که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می دانستند که عروس خانم حتماٌ در آیینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آیینه صاف و روشن باشد و همچنین در موقع خواندن خطبه دو زن سپیدبخت دو سر پارچه ای سفید را گرفته و در بالای سر عروس نگاه می داشتند و زن سپیدبخت دیگری به نیت شیرین شدن زندگی عروس بر سر او قند می سایید و در این هنگام فرد دیگری با یک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادی کوک بر پارچه مزبور می زد. به هنگام این کار زیر لب می خواندند، دوختم، دوختم، زبان مادر شوهر، خواهر شوهر، جاری و پدرشوهر را دوختم.

بردن عروس
پس از جاری شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتی را به زدن ساز و رقص و شادمانی سپری می کردند. آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفیدی برای بردن عروس می آمدند. عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوی آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نیز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت می کرده است. وقتی قافله عروس به خانه داماد می رسید باید داماد به پیشواز عروس می رفت و نارنجی به طرف وی پرتاب می کرد. اگر عروس می توانست نارنج را در هوا بگیرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد. هنگامی که می خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغی را آورده و یک بقچه حاوی نان و پنیر را به وی می دادند و بچه موظف بود که این بقچه را به کمر عروس ببندد و با این نان و پنیر عروس را روانه خانه داماد می کردند. وقتی که عروس می خواست پایش را در آستانه در خانه داماد بگذارد. فندق یا گردویی را زیر پایش قرار می دادند تا به این ترتیب هر گونه طلسمی که برای عروس شده از بین برود در هنگام ورود ، عروس زیر لب می گفت یا عزیزالله، به این نیت که عزیز شوهرش بشود و در این موقع داماد باید با بالای سر در خانه برود تا عروس از زیر پاهای او عبور کند تا بدین طریق در زندگی بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داما به اتاق عروس نیز، کفش های عروس را در بالای در قرار می دادند تا بدین ترتیب عروس بر سر داماد مسلط باشد. بعد از اینکه عروس به خانه داماد وارد شد زن های فامیل می آمدند و شروع به شادمانی می کردند. آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول می ریختند و می گفتند که هر گاه از این نقل دختر دم بختی بخورد به زودی بختش باز می شود .مسأله دیگر اینکه داماد نیز می تواند در این مجلس زنانه حضور داشته باشد و بر این عقیده بودند که در این شب داماد به تمامی زنان محرم می باشد. 

برگی ننگین از جنایات عوامل رژیم پهلوی

بسم الله الرحمن الرحیم  

این روزها بعضی که روزهای پیش از انقلاب را ندیده اند و نمی دانند که چه دلایلی موجب خشم مردم و باعث بروز انقلاب ملت ایران بر علیه نظام شاهنشاهی شد، در پی تطهیر آن رژیم منحوس و کثیف برآمده و به لطایف الحیل در پی تبلیغ آن دوره هستند و انقلابیون را آدمهایی بی منطق که بی دلیل و بی جهت انقلاب کرده اند، معرفی می کنند. خواندن گوشه هایی از تاریخ و حوادث آن روزها و اینکه چه عواملی موجب شتاب گرفتن هر چه سریعتر انقلاب شد، شاید یادآور دلایل وجوب انقلاب مردم ما هم باشد. مطلبی که در پی می خوانید می تواند درس اموز بوده و محل عبرت نیز واقع گردد! مطلب مربوط است به شهریور سال 57 مشهد، که در ادامه و در 17 شهریور در تهران و شهرستانها، همین عوامل و به دستور مقامات، نظاهرات مردم را به خاک و خون کشیدند.  

                                         جنایات شاه  

ریاست محترم دادسرای شهرستان مشهد
احتراماً حسب تلگراف مورخ 1357/6/8 عده ای از اصناف مشهد که کلاً شهود عینی قضیه بوده اند بعنوان نخست وزیر، وزیر دادگستری، استانداری خراسان، شهربانی خراسان، کانون وکلای دادگستری و خبر مندرج در روزنامه کیهان روز یکشنبه 57/6/12 و شیاع بحد تواتر محلی در تاریخ 1357/6/7 حدود ساعت 1/2 12 تا 1 بعد از ظهر سه جوان در خیابان نادری روبروی کوچه چهارباغ مورد سوء ظن و تفتیش مأمورین که زیر نظر رئیس وقت کلانتری سه ( سرهنگ 2 زمانی پور ) و معاون وی ( سروان صدوقیانی ) انجام وظیفه می کرده اند قرار گرفته، مأمورین این سه نفر را جلب و در داخل مغازه الکتریکی حجت مورد بازرسی بدنی قرار می دهند، سپس بدستور افسران مذکور آن سه نفر را بداخل کامیون شهربانی که در جلو منزل آیت... شیرازی مستقر بوده و عده ای افراد پلیس در آن نشسته بودند منتقل می کنند لحظه ای بعد سروان نامبرده بکامیون سوار شده و پرده پشت کامیون را میاندازد.
پس از حدود نیم الی سه ربع ساعت مشاهده می شود مأمورین این سه نفر جوان را در حالیکه شلوارهای آنها از پشت پاره بوده و حتی شورت آنها دیده می شد از کامیون پائین انداخته و این سه جوان در حالیکه رنگ خود را باخته و بطور غیر طبیعی راه می رفته اند افتان و خیزان وسیله مأمورین خیابان وادار به فرار می شوند و برای شهود عینی انجام عمل شنیع تجاوز ( بوسیله باتوم یا هر شیئی دیگر ) در روز روشن و در ماه مبارک رمضان و در فاصله بسیار نزدیک بارگاه حضرت رضا علیه السلام در داخل کامیون آنهم بوسیله پلیس که مأمور حفظ جان، مال، ناموس عامه ناس است مسجل می گردد.
از آنجا که مطابق اصول قانون اساسی و متم [ متمم ] آن جان، مال، مسکن و شرف مردم از هر
حیث محفوظ و مصون از تعرض می باشد و اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بعنوان منبعی از منابع قانون اساسی آنرا تأیید نموده اینک که زمزمه فضای باز سیاسی و اجرای قانون اساسی بعنوان تأمین عدالت اجتماعی طنین افکنده است و نظر به اصل 71 متمم قانون اساسی که دادگستری را مرجع تظلمات عمومی اعلام کرده است و دادستان مکلف بر حسن اجرای قوانین و احقاق حقوق اشخاص است و هیچکس را بر فرض ارتکاب نمی توان بدون محاکمه مجازات و تنبیه نمود بدینوسیله تقاضای صدور دستور رسیدگی و بررسی موضوع می شود تا چنانچه اعلامیه اصناف مشهد و شتیعه مذکور مقرون به واقعیت باشد ضمن تحقق از شهود عینی قضیه اقدام قانونی سریع معمول فرمایند.
در غیر اینصورت ازآنجا که ارتکاب این جرم عمومی احساسات میهنی و مذهبی قاطبه اهالی محترم مشهد بخصوص وکلای دادگستری را جریحه دار کرده است با توجه به اهمیت موضوع و حاد بودن مسئله و شرایط زمانی و مکانی مراتب را بهر طریق که مقتضی می دانند جهت آرامش احساسات عمومی امر به اعلام فرمایند.
جمعی از وکلای دادگستری مشهد :
[ امضا ] مهدی شالزرشان ـــــــ [ امضا ] صلاح الدین بیانی ـــــــ[ امضا ] مهدوی
[ امضا ] محمد پیوندی ــــــــ [ امضا ] اژدر الدین ــــــــ [ امضا ناخوانا ]
[ امضا ] مانعی ـــــــــ[ امضا ] محمد علی صبوری ــــــــــ [ امضا ناخوانا ]
[امضا] ناصر مولوی ــــــــــ [ امضا ] نجفی ــــــــــ [ امضا ناخوانا]
[ امضا ] فاطمی ـــــــــــ [ امضا ] علی اصغر نیکبخت ـــــــــــ [ امضا ] سعید عباچی
[ امضا ] رحیم رحمانی ــــــــــ [ امضا ] ــــــــــمحمد آراسته ــــــــــ[ امضا ] اربابی
رونوشت : جمعیت حقوقدانان ایران  

..... 

 

مستندات و مدارک و شواهد و مطالب بیشتر را در سایت راسخون و به آدرس لینک داده شده در ذیل می توانید ببینید!  

برگی ننگین از جنایات رژیم پهلوی

[ مهدی شالزرشان احتمالا اشتباه ثبت شده و شاید همان مهدی شالفروشان باشد.]