بسم الله الرحمن الرحیم
پیش از عید نوروز دوستی می گفت: عمویش توی یک بحث جدی که به جدل کشیده شده است گفته که: ایران جزو کشورهای بسیار خوب و مرفه دنیاست. دلیل هم اورده که کمترین حقوق را کارگران میگیرند و هر کارگر هم در ایران کم کم، یک میلیون تا یک ونیم ملیون تومان حقوق می گیرد. این دوستم هر چه گفته بود که عموجان اینطور نیست، عموجان قبول نکرده بود و دوستم داشت در به در دنبال یک فیش حقوقی می گشت تا آنرا به عمویش نشان بدهد تا شاید به او بباوراند که اشتباه می کند!
با خودم فکر می کردم که اینها اصلا چطوری به این نتایج می رسند و اینطور دارند کیف می کنند از زندگی و وضعیت فعلی ما ایرانی ها؟!
تا اینکه امروز دیدم« محمدعلی اقبال واحدی مجری نام آشنای تلویزیون در گفتوگویی با مهر شرایط فعلی کشور را از سالهای گذشته بهتر دانست و امنیت و عافیت را ویژگی امروز جامعه دانست تا اندازهای که مردم مشکلشان شده است پراید و پسته!
وی در بخشی از این گفتوگو در پاسخ به سوالی در خصوص این که آیا شما امسال آجیل خریدید، گفته است:
بله چون الحمدلله خیلی ندار نیستم و پز نداری هم نمیدهم. این مساله اصل زندگی من نیست. زمانی هست که شما میخواهید حرکات ژورنالیستی کنید و مسائلی مطرح میشود که اصل زندگی شما نیست. پسته گران باشد به زندگی شما آسیبی نمیرسد. مسأله پسته بهانهای شده برای این که پز اپوزیسیون یا پز غر زدن و نق زدن بدهند. ما انصافاً کشور خوبی داریم و مردم ما دارند خوب زندگی میکنند. این ادعا را میکنم چون کارشناس این کار هستم و به روستاها سفر میکنم، ... در مقایسه با همه کشورهای اطراف ما اعم از عراق، پاکستان، افغانستان، روسیه و چچن ما خیلی امنیم.»
خب تازه تازه دارم می فهمم که اگر یک طور دیگری به مسائل نگاه کنیم، می فهمیم که خیلی هم حالمان خوب است و اشکال فقط از عینک ماست!
مثلا دیروز سایت ایران ضمن انتشار عکسهایی از آمادگی کره شمالی برای در هم کوبیدن امریکا نوشت:
کره شمالی تهدید کرده است که به پایگاه های نظامی کره جنوبی و آمریکا حمله خواهد کرد و به نیروهای مسلح خود دستور آماده باش داده است. درحالیکه کیم جونگ اون رهبر کره شمالی دستور آماده باش واحد های موشکی را برای حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه داده است، تنها شمار اندکی از تحلیلگران و مقامات سیاسی بر این باورند کره شمالی وارد جنگی تمام عیار در آینده نزدیک می شود.
..
البته این ماجرا بیشتر شبیه قصه ای است که یک نفر یک سطل ماست برده بود لب دریا و داشت قاشق قاشق توی دریا می ریخت و هم میزد تا یک دریا دوغ درست کند! اما بیایید یک طور دیگری به ماجرا نگاه کنیم. مثلا حالا که کره شمالی پایه شده تا امریکا را از بین ببرد، فکر کنید که این چقدر می تواند به نفع ما باشد. خب کشوری مثل امریکا از کره شمالی شکست بخورد و احیانا اگر از روی زمین هم محو بشود، چه می شود!! دیگر استکباری جهانی هم وجود نخواهد داشت، تا همین« استکبار جهانی از 40 سال پیش اتهامهایی را طرح کند؛ مبنی بر اینکه مردم ایران کتابخوان و اهل مطالعه نیستند. » بابا ما ملتی کتابخوان هستیم چرا گوش به استکبار جهانی میدهید؟ اینرا منصور واعظی دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور در سخنان پیش از خطبههای نماز جمعه دیماه تهران گفته بود نه برگ چغندر!
خب حالا هم توی خبرهای سایت ایران هست که وعده داده اند که یکی دو ماه دیگر قیمت سکه و طلا هم پایین خواهد آمد. خب دیگه چی می خواهید بابا! کور مگر از خدا چه می خواهد جز دو چشم بینا؟
بله اینطوری شد که من تازه فهمیدم که امثال آن عمو راست می گویند که اگر عینک را از روی چشممان برداریم و طور دیگری به قضایا نگاه کنیم می بینیم که دنیا چه جای قشنگی هم هست و ایران اصلا بهشتی است توی دنیا و اینطوری خود به خود کلی بینا شده ایم! اصلا چکار داریم که چشممان را از بین ببریم با زل زدن به عکس مادر ستار و بغل کردن عکس پسرش توی سال تحویل و عید نوروز! چکار داریم حرفهایی را که نمتوانیم بزنیم را چون حناق توی سینه مان چال کنیم!
راستی راستی شما بگویید که اگر به عکسهای گل و بلبل نگاه کنیم بهتر نیست؟! اینطوری هم کلی نشاط پیدا می کنیم و هم به داروی سلامت روان میرسیم و تمام نمره های تک و ناپلئونی خودمان را می کنیم بیست و این راهکار و این نرم افزاری که کشف کرده ایم را اصلا می توانیم صادر هم بکنیم و کلی ارز سه چهار هزار تومانی عاید کشورمان بکنیم و حالا که کشوری داریم مثل بهشت، می شویم جزء کشورهای پیشرفته ی دنیا و شاید هم بعد از اینکه کره شمالی، امریکا را از بین برد، جای امریکا را گرفتیم و شدیم تنها ابر قدرت دنیا!
این عکس را اگر با دانلود و زمزمه کردن آهنگ "همه چی آرومه من چقدر خوشحالم از حمید طالب زاده " ببینید، فکر کنم که به کره شمالی هم دیگر احتیاجی نداشته باشیم!!
پ. ن :
راستی فقط یک چیز ماند که نفهمیدم! آن هم اینکه چرا این خبر جزء خبرهای روز یاهو بود که ایران را در کنار کره شمالی، سوریه، عراق، افغانستان؛ مالی، نیجر، سودان، سودان جنوبی، جمهوری افریقای مرکزی و سومالی قرار داده و به گردشگران هشدار داده که به این کشورهای خطرناک سفر نکنند!
بسم الله الرحمن الرحیم
از شیخ بهایی نقل شده که گفته است:
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.
....
عید و تعطیلاتش هم آمد و رفت و خوش بودیم و فقط باز هم ماند حسرت یک نگاه و یک دیدار!

بسم الله الرحمن الرحیم
من امسال حوصله ی شلوغی و ترافیک و سر و صدا را اصلا نداشتم. بچه ها بعد از یکی دو روز، بناچار و بالاجبار با این واقعیت کنار آمدند و با دلخوری و بدون من رفتند. رفتند که سیزده شان را توی همان شلوغی های همیشگی که طنین صداهای مرا هم درخود دارد، به در کنند.
حالا خانه بی بچه ها شده غار تنهایی من
من که همیشه دنبال غاری میگشتم که توی تاریکی و خلوت آن معتکف شوم، الان خودم را توی دشت بزرگ تنهایی ها یافته ام، اما درون سیه چادری که در آن اطراق کرده ام!
در حیرت زیبای این همه تنهایی، چشم خسته ام را به تماشا می خوانم!
مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو
غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو
از شما چه پنهان که وحی میاید. تیک تیک همان ساعت پاندولی است، که سالهاست نازل می شود و اینبار به من. گذشت ثانیه به ثانیه را دقیق ِ دقیق خبر می دهد. به هوش! دیگر مجالی برای بقای این سکوت غوطه ور در عالم بیهوشی نمانده باشد شاید
هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو
رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو
سکوت نیمه شب، به نسیم سرد صبح پیوند خورده تا من بلرزم ازاین حس که در تمام کائنات جز من، کسی نیست و بترسم از این دشت بیکران تنهایی!
روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو
بله من اینبار سیزده را نیست که در هیاهو در می کنم، دارم تنهایی ام را به تنهایی و در سکوت در می کنم.
دارم خودم را در تاریکی در می کنم.
.
.
هااااان از خودم خالی شدم. تن و تنهایی اش را سپردم به هاتف صبح وقتی صدای اذان برخاست ...
الله اکبر ...و تن خالی من...
پر شد. لبالب و لبریزم الان، از نغمه ی خوش الحان و عطر سحرگاهی و صبح سرد بهاری.
پ. ن:
اگر خواستید به جای اینکه این شعر حافظ را از زبان الکن من بخوانید با نوای روح نواز شجریان به جان خود بنوشانید. از اینجا دانلودش کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه ی ما احتیاج به نشاط و احتیاج به امید دارد. ما که سعی کردیم لااقل ایام عید را شاد باشیم!
توی وبلاگ دوستی دیدم که گفته بود به اینجا بروید و 145 تا سوال هست که باید جواب بدهید و برای دوستم این سوال مهم شده بود که نمره ی سلامت روانی شما چند هست؟
چند تا از دوستانش هم رفته بودند و سوالات را جواب داده بودند و نتیجه را هم ثبت کرده بودند و یک نفرشان نوشته بود سلامت روانی اش شده 4 و یکی هم 8 و ...! دیدم از این نمره ها مایوس شده و پیشنهاد داده اند که همگی مثل نهنگها خودکشی دسته جمعی بکنند!
سوالات مطابق آنچه که نوشته شده توسط متخصصین مغز و شناخت مرکز پژوهشی علوم اعصاب شناختی برای بررسی سلامت روان طراحی شده است.
من از نتیجه ای که گرفته بودند خود را پیشاپیش بازنده دانستم و نوشتم که توی آزمون شرکت نمی کنم. اما کنجکاوی بر من غلبه کرد و رفتم سوالات را جواب دادم و نتیجه اش شد این:
فعالیت فیزیکی : 20
درک کلی از سلامتی : 17
ایفای نقش جسمی : 16
فعالیت اجتماعی : 12
ایفای نقش عاطفی : 16
نشاط : 12
سلامت روانی : 11
درد جسمی : 17
توی محل کارم از چند نفر خواستم که تست ها را جواب بدهند و دیدم که نمره سلامت روانی آنها هم، بد شد! خلاصه اینکه به این نتیجه رسیدم که یا تک تک ما در جامعه ی ایرانی سلامت روانی خوبی نداریم! یا جامعه ی ما کلا دارای مشکل حاد روانی است!
اگر دوست داشتید شما هم خودتان را یک تست بزنید. یک ربع بیشتر وقت شما را نمی گیرد. اما اگر رفتید و تست زدید و دوست داشتید، همین جا نتیجه اش را هر چی که بود برای ما هم بنویسید.
بسم الله الرحمن الرحیم
ما وبلاگ نویسان وقتی تو نیستی در دیار قاصدک، چشم در تاریکی گشودیم و دیروز و امروز ، ایستاده چون سرو ، همچون پرستو، آهنگ زندگی نواختیم و در روزهای جانبازی مظلومین شیمیایی ایران، همراه با کودکان سرزمین سرخ ، در خانه ی دوست به انتظار رجعت صدر در روزشمار بازگشت امام موسی صدر به دیار غریب قریب نشستیم.
خودکار کم رنگ و قلم آبی ما، شنگین کلک واحه الدین و دین پژوهان است و بوی امید می آید از عطر باران که با تجربه ی تفکر ، نکته دان راز نهان شویم. کاش خرد منتقد ما یگانه باور می شد! کارگاه خیال ما شاید پاورقی های دمادم و آبچلیک خاطرات چادر مشکی است.
فروردین است ولی سقف کبود! دوست وطن غریبه نیست و مسدود است! ما را با افکار افسار گسیخته ی خود در جدال نخاع با مردی از دیار توس ابزاری جز کلاشینکف دیجیتال و وبلاگ نیست. اما آیا این منم! این منم؟ آنتی آبسورد و آفتاب در زنجیر! هین سخن تازه بگو ، ای سید عباس سید محمدی ، اکنون با مهر، در پی هویت و در طلب آرمانشهر.
فرارو ی تابناک ما: اصلاح - اعتماد و سپس انتخاب
پس شاد باش ای عشق خوش سودای ما به پیش و پاینده باد ایران.
متن بالا به منظور یادکردی از دوستان هم پیوند با من است و فقط اسم آقایان مجید نعمت الاهی و غلامعلی رجایی و عبدالله شهبازی را هر چه کردم نتوانستم در این متن بگنجانم و قصدم یادآوری دوستانم در کوتاهترین متن ممکن بود!
خلاصه از کسانیکه توی این مسابقه شرکت کردند و یا نکردند، حضور داشتند و یا نداشتند، از همگی تشکر می کنم.
علاوه بر اینها دوستانی هم از طریق رای یا اعلام حضور در این مسابقه شرکت داشتند که جا دارد از آقای بابک اسحاقی تشکر کنم و از آقای بهمن کریمی که مشاوره های خوبی دادند، و همینطور از مریم خانم که به طور مرتب مشوقم بودند و مرا بسیار راهنمایی کردند و از جناب شنگین کلک در پی کمک و اسپانسری این مسابقه بودند، خیلی ممنونم. همینطور از محمد حسین و دوستانی که از طریق دادن ایمیل آدرس در رای گیری ها شرکت کردند.از دوستان عزیز Lilyr، ناهید، پریسا، بیتا، هم ممنونم.
اما تشکر ویژه و اصلی ام از همه ی دوستانی که با ارسال عکس در این مسابقه مشارکت فعال داشته اند، که بدون وجود و حضور آنها این مسابقه اصلا سر نمی گرفت.
۳نفر از ایشان خواسته اند که لینک و ذکری از نامشان به میان نیاید. نام بقیه شرکت کنندگان در مسابقه سبزه یا در مسابقه سفره هفت سین و یا هردو، به ترتیب شرکت شان توی مسابقه، با لینک و بدون لینک! چنین است:
کوثر خانم
پرستو خانم
آشنایی با یک معلول قطع نخاع آقای مهرداد زندی
همینطور از وبلاگ گل بیتا با خانم فاطمه مفاخری هم در آخرین لحظات در مسابقه سبزه شرکت کرده بودند اما به دلیل یک اشتباه عکسشان دیر به مسابقه رسید و همچنین آقای نکته دان که بعد از اتمام مسابقه عکسشان را رسید و دو وبلاگ دیگر هم که توسط دوستی با دو عکس از سفره هفت سین بنا بود شرکت کنند، و در پیش از اتمام مهلت مسابقه از شرکت توی آن توسط همان دوست انصراف دادند.
و نهایتا برندگان این مسابقه
دوست داشتم از گروه مستکبرین بودم و تمام شرکت کننده ها و رای دهنده ها را برنده اعلام می کردم و به هریک یک دستگاه آپارتمان و یک ویلا جایزه می دادم! اما به یک دلیل ساده نمی دهم! چون ازمستکبرین نیستم!
خب با وجود برگزاری مسابقه و رای گیری برای مرحله ی نیمه نهایی، از آنجا که رای های دو گروه دور نهایی مسابقه سبزه و دور نهایی مسابقه سفره هفت سین، تقریبا نزدیک به هم شد و تعدادی هم نتوانستند در رای گیری ها شرکت کنند، به نظرم رسید که همگی شایسته ی برنده شدن هستند، پس با احترام به نظر رای دهنده ها و عذر خواهی به خاطر به زحمت انداختن شما، تمام عکسهای رسیده به بخش نیمه نهایی را برنده مسابقات اعلام می کنم و ده تومان شارژ تلفن اعتباری هدیه ی ناقابلی است که در نظر گرفته شده و به خدمت این عزیزان تقدیم می کنم.
( حالا خوب شد که من برگزار کننده انتخابات ریاست جمهوری نیستم والا ما الان با این اعلام نتایجی که کردم، ده دوازده تا رئیس جمهور داشتیم
و فکر می کنم اسم مرا به خاطر این تعداد لینکی که توی یک مطلب گذاشته ام باید توی گینس ثبت کنند!)
امیدوارم همگی در همه ی ایام زندگی شاد و سر زنده و سلامت و سرافراز و سربلند باشید.