چرا رای بدهیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

یک هفته مانده به انتخابات از شور و حال و فعالیت عمومی مردم برای شرکت در انتخابات اگر نگوییم که هیچ اثری نیست، اما می توان گفت کمتر اثری هست. من همانطور که قبلا نوشته ام برای شرکت در انتخابات مردد هستم، اما مقاله ای خواندم که در رد دلایل تحریم کنندگان انتخابات از سوی ضیا نبوی نوشته شده و به نظرم حاوی مطالبی است که نباید از آن به سهولت و سادگی عبور کرد. او نوشته است:

۱- اگر قرار براین باشد که دو قرن پس از مواجهه ی انسان ایرانی با جهان نو، یک قرن پس از تجربه کردن اولین حکومت مبتنی بر قانون و ۱۶ سال پس از سیطره ی گفتمان دموکراسی ومتعلقاتش در عرصه عمومی، تمامی فعالیت ما در انتخابات ریاست جمهوری، فقط وفقط به رأی ندادن خلاصه شود، آنگاه جایز است که بر حال خویشتن تأسف بخوریم.

این تأسف نه فقط از آن روست که ما هنوز انتخاباتی با شاخص های استاندارد نداریم و یا اینکه محدودیت ها در برگزاری انتخابات بدین حد ستوه آور رسیده است، بلکه مسأله اینجاست که ما به عنوان کسانی که خود را سیاستمدارانی مدرن تعریف کرده ایم و دارای تاریخ پر نشیب وفرازی از تجارب سیاسی هستیم، هنوز درس های خود را به درستی نیاموخته ایم وتصمیم به کناره گیری از انتخاباتی گرفته ایم که در غالب ادوار پس از انقلاب، نقطه ی عطف تغییر وتحولات بسیار مهمی بوده است.

اینکه با چنان حدی از بی برنامه گی  وعدم دوراندیشی وارد میدان شده ایم که با اولین ضربه ی جدّی حریف تمامی اردوگاهمان وارد اغماء شده است وبسیار مأیوسانه از عدم شرکت در انتخابات میگوییم! اینکه این همه روز پس از رد صلاحیت هاشمی هنوز به این جمع بندی نرسیده ایم که چه کنیم وهیچ طرح از پیش اندیشیده ای برای این شرایط نداشته ایم! وضعیتی که امروزه ما بدان دچاریم اگر که شایسته سرزنش نباشد، بدون تردید واجد احترام وافتخار هم نیست.

۲- با همه محاسبه ناپذیری وغیر قابل پیش بینی بودن جامعه ی ایران ، به نظر می رسد که هرگز وزن اجتماعی منتقدان وضع موجود تا این حد سنگین نبوده است، حجم بسیار انتقاد ونارضایتی که نسبت به کارنامه ی دولت راستگرای احمدی نژاد ایجاد شده، منطقاً می بایست اکثریت آراء جامعه را به سبد تغییر طلبان واریز کند. از سوئی هیچ کاندیدای توده پسندی نیز در بین رقبای انتخاباتی اصول گرایان به چشم نمی آید که بتواند در جلب آرای طبقات فرودست جامعه چندان موفق باشد و این نکته در کنار اینکه مجری انتخابات نیز کاندیدایی در میان ندارد، امکان رأی آوری اصلاح طلبان را بسیار افزایش داده است واتفاقاً همین چشم انداز است که به ما کمک می کند معنای رد صلاحیّت هاشمی را بهتر بفهمیم.

درچنین شرایطی به نظر می رسد که آرای خفته وبالقوه زیادی در انتظار اصلاح طلبان باشد که البته آزاد شدن وسر بر آوردن آنها از صندوق های رأی در گروی چگونگی بازی اصلاح طلبان است.

مساله اینجاست که آیا جبهه ما بالاخره از اغماء خارج خواهد شد و یا اینکه همچنان بر طبل یأس وناامیدی خواهد کوبید؟ اینکه نظر رجل سیاسی اصلاح طلب چیست و چه طرحی برای شرایط موجود دارند؟ اینکه آیا در نهایت به اجماع معقولی در بین کاندیدای اصلاح طلب خواهیم رسید و یا اینکه اشتباهات گذشته را تکرار خواهیم کرد؟.... پرداختن به همه ی این مسائل می بایست در سایه توجه به این مهم قرار گیرد که زمان به تمامی علیه ما عمل خواهد کرد، البته اگر خاموش بنشیسنیم و تماشگر بازی دیگران باشیم .. 

تعیین سرنوشت از طریق صندوق رای

۳-شرکت در انتخابات هرگز به معنی تایید تام وتمام شرایط موجود ونابسامانی هایش نیست. ما در انتخابات شرکت نمی کنیم که وابستگی خود را به ایدئولوژی تنگ نظرانه ای که از رسانه های رسمی تبلیغ می شود نشان دهیم. ما به صندوق های رأی وامکان انتخاب کردن باور داریم، چرا که حق تعبیه شده ما درون قانون اساسی است و فرصت و امکان ما برای تعیین عالیترین مقام اجرائی کشور است. بارها گفته شده و دوباره گفتن آن خالی از فایده نیست که قانون اساسی ما ظرفیت های دو گانه ای هم له وهم علیه دموکراسی دارد و دردناک اینکه اقتدارگرایان در فعال کردن ظرفیت های غیر دموکراتیک قانون اساسی به جد می کوشند وما اما اینبار تصمیم گرفته ایم همین حداقل ظرفیّت های دموکراتیکش را تسلیم آنان کنیم.

درد آورتر اینکه  ما غالباً در تبعیت وتسلیم به نهادها و قوانین غیر دموکراتیک موجود چندان ملالی به خود راه نمی دهیم، ولیکن آنجا که نوبت به بازی کردن خودمان شده، دچار احساس گناه وغبن شده ایم!

مشکل ما شاید اینجاست که نمی توانیم معنای خودمان را به کنش انتخاباتی مان ببخشیم واز منظر اقتدار گرایان به بازی موجود می نگریم ودر واکنش به آنان رفتار می کنیم! اینکه علی رغم همه تضادها و تفاوت هایی که با رقیب بر می شمریم، هوز تفسیرمان از رأی دادن شبیه بهم است و رأی دادن را به معنی صحّه گذاشتن و تأیید ناکارآمدی های  ساختار سیاسی می پنداریم.

۴- وضعیت سیاسی خاصی که امروزه ما بدان دچاریم و انقباض حاصل از آن در عرصه ی عمومی همانقدر که به بی مهار شدن وغیر قابل نظارت شدن قدرت سیاسی انجامیده، جبهه منتقدان را نیز تحت الشعاع خویش قرار داده است. در غیاب گفتگوها، نقدها و پرسش افکنی های عرصه ی عمومی، نه تنها امکان تصمیمات اشتباه و نابخردانه در صاحبان قدرت افزایش یافته بلکه منتقدان نیز دیگر چندان خویشتن را در قید رفتار سیاسی عقلانی احساس نمی کنند! اینکه بعضی از رجال یا نخبگان سیاسی از بیم از دست دادن محبوبیت ویا شنیدن انتقادهای غیر منصفانه و حتی دریافت برچسب خیانت، نظر خویش مبنی بر رأی دادن  به کاندیدای حداقلی اصلاح طلب را کتمان می کنند، اصلاً نشانه ی خوبی نیست!

اینکه ما برای بکار گرفتن تجربه وعقلانیّت سیاسی خودمان از واکنش عرصه ی عمومی واهمه داریم در ذات خود ترسناک است.

به نظر می رسد انتقال بخش اعظم عرصه ی عمومی از جهان واقعی بدنیای مجازی، اگرچه به گسترده کردن این فضا کمک کرده است، اما از عمق وکیفیّت آن تا حد زیادی کاسته است. در چنین شرایطی و با توجه به انتخابات پیش رو به نظر لازم می رسد که نخبگان و روشنفکران و سیاسیون قدیم وحال، حداقل برای چند روز هم که شده، بیشتر وارد عرصه بحث وگفتگو شوند وبه رشد وکیفیت عرصه عمومی ومباحث طرح شده در آن کمک کنند. فارغ از اینکه برونداد این گفتگوها وایده ی غالب براین عرصه، تحریم خواهد بود یا مشارکت، مساله ی اساسی اینجاست که این انتخاب از دل مجادلاتی کیفی وانتقادی بیرون بیاید.

۵- مدافعین عدم شرکت در انتخابات می بایست دقیقاً مقصود ومنظور خود را بیان کنند وبگویند که می خواهند از این رفتار به کجا راه ببرند. اگر مقصودشان از کناره گرفتن از انتخابات این است که اعتراض وانتقادشان را به وضع موجود نشان دهند، نیازی به رأی ندادن نیست بلکه کافیست نظر خویش را در مورد کیفیت انتخابات به روشنی بیان کنند وبا حفظ موضع به کاندیدایی رأی دهند که به نظر آنان نزدیک تر است. اگر میخواهند با قهر از انتخابات، اقتدار گرایان را متوجه اشتباه خویش سازند وبا قرار دادن شان در پست اجرائی، آنان را متوجه آسیب های حذف اصلاح طلبان از قدرت سازند، راه اشتباهی را بر گزیده اند، چرا که به خوبی میبینیم هشت سال پس از به قدرت رسیدن آنان وتمامی ضربات وصدماتی که به سرمایه های عمومی کشور وارد ساخته اند، هنوز به هیچ اشتباهی اذعان نکرده اند و موضعی هجومی وفرافکنانه دارند.

از سوئی اگر معتقد به رأی سازی وتقلب گسترده در انتخاباتند وشرکت در انتخابات را تنها به معنای مشروعیت بخشیدن به آن می پندارند، باید بدانند که این استدلال بنیاد خودش را نیز سست می کند، چرا که اگر مجریان انتخابات تا این حد گشاده دست بودند، آنگاه برای تامین مشروعیت انتخابات نیز نیازی به رأی من وشما نداشتند. واگر می اندیشند که می بایست از تقویت جامعه ی مدنی وعرصه ی عمومی آغاز کرد و در نهایت به تغییرات ساختاری در سیاست راه برد، بایستی در نظر داشته باشند که راهبردشان با شرکت در انتخابات وبرگزیدن مدیر اجرائی معقول تر منافاتی ندارد واگر این دو راهبرد به نفع یکدیگر عمل نکنند، در مقابل همدیگر نیز نخواهند ایستاد.

به هر روی به نظر می رسد پشتوانه ی اصلی واساسی مدافعان عدم شرکت، در ناراحتی ورنجشی است که از وضع موجود دارند واین البته قابل انکار نیست، اما همه مساله این است که از این ابتدا به کدامین راهکار راه خواهند برد؟!

۶- اگر که بخواهیم به تمامی لوازم ونتایج سیاست عدم شرکت در انتخابات پایبند باشیم وآن را تا سرحد نهایی وپایانی اش ادامه دهیم آنگاه به سختی می توانیم در برابر توجیه و رشد یافتن ایده های خشونت آمیز مقاومت کنیم، نگارنده البته به خوبی می داند بسیاری کسانی که امروز از سیاست عدم مشارکت دفاع می کنند، افرادی با سابقه فعالیتهای سیاسی، دانشجویی ومدنی هستند و بدون تردید هیچ نسبتی با ایده های خشونت آمیز ندارند، لیکن باید به این نکته توجه داشت که رفتار ما در عرصه ی سیاست غالباً پیامدهای نا خواسته ای نیز دارد که ممکن است حتی در حدس وگمان فاعل آن نیز نگنجد. مسأله اینجاست که ایده ی عدم شرکت به صورت ضمنی حامل این پیام نیز هست که ما از مکانیزم قانونی و رسمی جابجائی در قدرت ناامید شده ایم وهیچ امکانی برای مشارکت سیاسی نمی یابیم. این پیامی است که برای هر جوان ناراضی، ناامید و بی تجربه ای در عرصه سیاست می تواند خطرناک باشد وتوجیهی برای انتهار[ انتهار به معنی سرزنش کردن و منع کردن است و شاید مقصودش انتحار بوده] یا خشونت تلقی شود. باید توجه داشت که صحنه  سیاسی کشور هیچ گاه نمی بایست به گونه ای تصویر شود که هیچ امکانی برای دخالت امید بخش در عرصه ی عمومی ومشارکت سیاسی باقی نماند. چرا که بروندادهای چنین وضعیتی بعید است که خطرناک و آسیب زاء نباشد. این ملاحظات البته ممکن است که از نظر برخی  بسیار محافظه کارانه ومته به خشخاش گذاشتن تلقی  شود و لیکن برای نگارنده ی این ستون که فی الحال با بسیاری از قربانیان چنین ایده ی خشونت آمیزی روز و روزگار می گذراند، ابداً اینگونه نیست. تجربه ای که بدو میگوید نطفه ی ایده های خشونت آمیز سیاسی در ناامیدی از مشارکت سیاسی، بی باوری به امکان گفتگو وعدم همدلی با  مخالفان شکل می بندد.

۷- ما در برابر همه ی فرصت ها وامکان هایی که با عدم شرکت در انتخابات از دست می دهیم مسئولیم. اگر قرار گرفتن فردی مانند روحانی یا عارف در مسند ریاست جمهوری بتواند اندکی از مشکلات اقتصادی ومعیشتی مردم بکاهد، اگر بتواند رابطه ی ما وجهانیان را کمی بهبود بخشد وسایه جنگ را از سر ما برهاند، گر بتواند رونقی اگرچه حداقلی به عرصه فرهنگ ودانش کشور بدهد وبسیاری اگرهای اگرچه کوچک دیگر، روا نیست که از چنین انتخاباتی کناره جوییم. ما حق نداریم از مردم بخواهیم چشم شان را بر روی دشواری ها ورنج های معیشت روزمره شان ببندند و از اندک امیدهایی که برای بهبود این شرایط دارند چشم بپوشند. ما نمی بایست با تقدیر به ظاهر تلخی که اینجا و امروز بر ما فرود آمده غیر مسئولانه برخورد کنیم و از مواجهه ی با آن شانه خالی نمائیم، اینکه نمی توانیم همه مشکلات و دشواریهای امروزمان را بیکباره حل کنیم نمی بایست به این نتیجه مان برساند که از تلاش برای حل قسمتی از آنها باز ایستیم! تفاوت ما با کسانی که از ایده ی عدم شرکت در انتخابات دفاع می کنند، شاید این باشد که ما جهان پیش رومان را به عنوان سوژه ای برای قضاوت واظهار نظر نمی پنداریم، بلکه آنرا به مثابه مجموعه ای از مسائل تعریف میکنیم که میبایست برای حل آنها همت گماشت. مواجهه ی فعال با انتخابات و رای دادن به کاندیدای مورد اجماع اصلاح طلبان بدون تردید همه ی آن کاری نیست که برای تحقّق این مهم میتوان انجام داد اما احتمالا حداقل کاری است که در شرایط فعلی از دستان ما ساخته است .

ضیا نبوی/زندان کارون اهواز 

پ ن: 

نظر سنجی انتخابات 92

هماهنگ، بدون تضاد و تزاحم و تصادف!

بسم الله الرحمن الرحیم 

فکرش را بکنید که به جای این پرنده ها اگر این تعداد آدم یکجا جمع می شدند، چه اتفاقات و درگیریهای بزرگی که به وجود نمی آمد! 

پرواز پرندگان 

البته ما هم گاهی در گذشته چنین صحنه هایی را خلق کرده و به نمایش گذاشته ایم که این روزها کمتر اثری از آن می توان یافت! 

مراسم رحلت امام خمینی رحمه الله علیه

ارتقاء و تغییرات در بلاگ اسکای

بسم الله الرحمن الرحیم 

بالاخره دو روز انتظار برای ارتقاء و ایجاد تغییرات در بلاگ اسکای که با اعلام قبلی شروع شده بود، تمام شد و عملا در این دو روز، علاوه بر اینکه وبلاگ نویسان به پنل مدیریت وبلاگ خود دسترسی نداشتند، در ساعات ِابتدایی ِ اعمالِ تغییرات و در ساعاتِ انتهایی ِ آن، حتا به وبلاگشان دسترسی نداشتند، که برخلاف وعده ی داده شده ی پیش از شروع ارتقاء و تغییرات بود! اما بنا به آنچه در اینجا گفته شده، در حال حاضر بلاگ اسکای از این قابلیت ها و امکانات برخوردار است:

امکان درج برچسب برای یادداشت

امکان تعیین تاریخ انتشار یادداشت

انتشار یادداشت به صورت خودکار در آینده

امکان رمزگذاری بر روی یادداشت

امکان ایجاد دسته برای یادداشت ها

قابلیت ساخت دسته بندی به صورت تو در تو

قابلیت مرتب سازی دسته بندی یادداشت ها

امکان تعیین و تغییر آدرس یک دسته

امکان سنجاق کردن یک یادداشت در صفحه اصلی وبلاگ

امکان تعیین و تغییر آدرس یادداشت

امکان درج یادداشت به صورت ادامه مطلب

امکان ذخیره یادداشت به صورت چرکنویس

قابلیت ذخیره خودکار یادداشت در حین درج یادداشت

امکان انتشار تصویر، فیلم و ... در یادداشت

ارائه آمار تعداد بازدید هر یادداشت

امکان قابلیت لایک برای یادداشت ها

امکان درج تصویر نویسنده در کنار یادداشت ایشان

امکان بازیافت یادداشت های حذف شده

قابلیت انتشار یادداشت بعد از تایید مدیر در وبلاگهای گروهی

قابلیت نظردهی برای یادداشت ها

قابلیت انتشار نظر بعد از تایید مدیر وبلاگ

امکان پاسخگویی به نظرات توسط مدیر

قابلیت بازیافت نظرات حذف شده

امکان فیلتر کردن نظرات بر اساس کلمات کلیدی و آی پی

امکان استفاده از آواتار در بخش نظرات

امکان درج شکلک در نظرات

امکان امتیازدهی به نظرات، توسط خوانندگان

خروجی فید از نظرات وبلاگ

استفاده از قالبهای آماده برای تغییر نما

ویرایش کامل کدهای قالب برای طراحی اختصاصی

امکان استفاده از ابزارکهای آماده در طراحی نمای وبلاگ

امکان ترجمه خودکار قالب دیگر سرویس های وبلاگ

خطایاب قالب

ذخیره آرشیو  تغییرات قالب با امکان بازیافت

امکان خصوصی سازی وبلاگ

امکان ثبت لینک دوستان

قابلیت مرتب سازی لینک دوستان

امکان دسته بندی لینک دوستان

امکان ثبت لینک های روزانه

اتصال دامنه و ساب دامنه به وبلاگ

قابلیت جستجو بر روی مطالب وبلاگ

خروجی فید از مطالب وبلاگ

امکان فعال کردن نظرسنجی در وبلاگ

امکان درج صفحات ثابت در وبلاگ

امکان درج صفحات ثابت به صورت تو در تو

امکان مرتب سازی صفحات

امکان تعیین یک صفحه ثابت به عنوان صفحه آغازین وبلاگ

امکان مدیریت وبلاگ به صورت گروهی

قابلیت مرتب سازی نویسندگان وبلاگ

امکان درون ریزی مطالب از دیگر سرویس دهندگان وبلاگ

امکان تهیه نسخه پشتیبان از مطالب وبلاگ

ارائه آمار از بازدیدکنندگان وبلاگ، جستجوگرها و...

ایجاد یک شناسنامه برای هر کاربر

تغییر آدرس وبلاگ

انتقال وبلاگ به اکانت دیگر

امکان انتشار کدهای جاوااسکریپ در وبلاگ

امکان فعال کردن نظرسنجی در وبلاگ

امکان غیرفعال کردن وبلاگ به صورت موقت

تنظیمات مخصوص بهینه سازی در موتورهای جستجو 

با عرض خسته نباشید به آقای مسعود چنگیزی مدیر بلاگ اسکای، که با زحمات خود سرویسی مطمئن و روزآمد را در اختیار ما گذاشته اند، متاسفانه باید به اطلاع ایشان هم رساند که خروجی این تغییرات دو روزه، در عمل هیچ نمود عینی نداشته و نه تنها روی قالبهای فعلی وبلاگها، بلکه بر روی خود قالبهای پیش فرض موجود در پنل مدیریت هم قابل اعمال و نمایش نیست. مثل: 

ارائه آمار تعداد بازدید هر یادداشت

امکان قابلیت لایک برای یادداشت ها

امکان درج تصویر نویسنده در کنار یادداشت ایشان

امکان امتیازدهی به نظرات، توسط خوانندگان 

امکان استفاده از ابزارکهای آماده در طراحی نمای وبلاگ 

ایجاد یک شناسنامه برای هر کاربر

و.... 

امیدوارم به زودی با اصلاح قالبها بتوان از این امکانات و قابلیتها استفاده کرد. ولی حداقل حسن این تغییرات برای من این بود که با استفاده از خطایاب قالب فهمیدم قالب فعلی وبلاگم دارای 22 خطا - 13 اخطار - 10 پیغام است و عجیب اینکه از 18 قالب موجود در قسمت مدیریت وبلاگ خود اسکای هم یکی بدون خطا و اخطار و پیغام نیست! و این مطمئنا در سرعت لود صفحه تاثیر منفی دارد و راه حلی برای برطرف کردن این خطاها موجود نیست.

کاش در طی این مدت، لااقل یک قالب را بهینه سازی می کردند که با استفاده از آن، می شد این تغییرات اعمال شده را به طور محسوس و عینی مشاهده کرد. گرچه در قسمت مدیریت وبلاگ ،نتیجه تغییرات بوجود آمده را می توان به عینه مشاهده کرد!

نمی دانم!

بسم الله الرحمن الرحیم 

به نظرم اینبار اگر می خواهیم رای بدهیم که من فعلا شک دارم و یا بهتر است بگویم که نمی دانم که چنین عملی را باید مرتکب شد یا نه؟ و رای دادن ما اصلا مهم است یا تزئینی و فرمالیته است؟ ولی اگر به این نتیجه رسیدیم که باید رای بدهیم، بیایید اینبار بگردیم و بین کاندیداها کسی را پیدا کنیم که گاهی هم بتواند بگوید که "نمی دانم". یا بگوید "باید بررسی کنم و بعد جواب بدهم" و یا "من در این مورد اطلاعی ندارم". لااقل اینطوری به کسی رای داده ایم که متوهم نیست و ادعای مدیریت جهان و همه چیزدانی اش نمی شود و ادعاهای گزافی مثل "من آنم که رستم بود پهلوان" هم نمیکند! در غیر این صورت همیشه در بر همین پاشنه ای که تا به حال چرخیده، همچنان خواهد چرخید و ما هم در چرخشش مقصریم که از دولتمردانمان می خواهیم عالم بر همه ی دانسته ها و علوم عالم باشند!

معدن مس یوتا 

برداشت های 8 کاندیدا در این باره به شرح زیر بود:

عارف: این بیانگر یک دره ای است که در کشور ما بسیار فراوان است و جزو آثار بسیار زیبا و جاذب برای جذب توریست است که ما اشاره کردیم جذب توریست برای هر کشور جزو اولیت‌ها باید باشد و هم ارتقاء فرهنگی و مبادلات فرهنگی و هم افزایش ثروت و هم ایجاد اشتغال.

رضایی: این معدن است... یک معدن مال سنگ آهن یا مس است که اتفاقا نزدیک یزد و کرمان است که اتفاقا خاکبرداری شده و خاک را برده‌اند و درونش فلز تولید کنند و نشان می‌دهد که ما باید خام فروشی را باید در کشور تمام کنیم. اینکه خاک به این مهمی را برمیدارند و همینجوری می‌فروشند آسیب جدی می‌رساند و ما باید به خام فروشی در کشور  پایان بدهیم.

روحانی: این قاعدتا یک معدن است، آن هم یک معدن ارزان. چون معمولا در دنیا بسیاری از معادن در عمق بسیار زیاد برای استخراج تلاش می‌کنند ولی معدن روی زمین ارزان است و خیلی شبیه به معدن مسی است که من چند جا بازدید کرده‌ام.

غرضی: معدن متروکه... صاحبش حتما فراری شده، خانه‌ها هم رها شده، تورم پوست آن آدم را کنده و حتما صاحبش الان زندان است.

قالیباف: من فکر می‌کنم این یک نمونه از تخریب محیط زیست است. حتما باطله‌برداری از یک معدن بوده که کارشناسی غیرمنطقی انجام شده چون معلوم است رها شده و بعد هم در آینده اگر نزدیک شهر باشد، می‌شود محل انبوه زباله و معضلات بعدی. این نتیجه یک اقدام غیرکارشناسی است.

ولایتی: این یک کار عمرانی رها شده است و غیر فنی و غیر منصفانه بهره برداری شده است که بسیار آموزنده است. ممکن است برخی از عللی که باعث شده این نیمه کاره رها شده باشد، به خاطر فقدان بودجه عمرانی باشد.

جلیلی: بخشی از یک ظرفیت کشور است که احتیاج به یک مدیریت صحیحی برای یک استفاده حداکثری دارد.

حداد عادل: این عکس یادآور ثروت کشور عظیم ماست از حیث منابع زیرزمینی و معدن و به ما ایرانی‌ها یادآوری می‌کند که اگر در شمال جنگل داریم، در کویر معدن داریم و همه جای ایران صاحب ثروت‌های خدادای است و منتظر عزم و اراده ما ملت با دولت خوب است تا این ثروت‌های بالقوه به فعلیت برسد. 

اینجا را بخوانید و به خصوص به نظرات موافق و مخالف کاربران توجهی ویژه بکنید:

ماجرای تصویر "معدن" در مناظره عصر جمعه!

سفرنامه ی تصویری مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

به لطف خدا سفر مشهد به انجام رسید و رفتیم و برگشتیم و سالها چشم انتظاری و حسرت دیدار، منتهی به وصل و زیارت حضرتش شد. جای شما خالی سفر بسیار خوبی بود. قصد داشتم سفرنامه ی کاملی بنویسم اما دیدم نوشتن آن با وجود عکسها و فیلمهای زیادی که گرفته ام این نوشته را تبدیل به متنی بلند و طولانی می کند که شاید از حوصله ی شما و گنجایش مقاله ی یک وبلاگ خارج باشد، ضمن اینکه دیدم عکسهای خوبی هم در اینترنت موجود هست مثل اینجا. پس تصمیمم را عوض کردم و به گذاشتن چند تا از عکسهایی که گرفته ام و درج یکی دو توضیح ضروری در باره ی عکسها که از نت جستجو و پیدا کردم، بسنده می کنم.  

ایوان طلا و یا ایوان جنوبی (ایوان طلا)

حرم امام رضا علیه السلام مشهد   

درباره سیستم آبرسانی در حرم مطهر

درباره ی سقاخانه ی اسماعیل طلایی یا زرریزخان نوشته اند که نادرشاه افشار در جنگ هرات،سنگی به طرفیت سه کر آب که یک پارچه بود را به غنیمت می گیرد و اعلام می کند هرکس این سنگ را بدون این که اسیبی ببینید،به مدت 12 روز به مشهدالرضا(ع) برساند جایزه ویژه ای نزد من دارد.

فردی اقدام به این کار می نماید و بعد از نه روز سنگ را به مشهد می اورد.

این سنگ در کنار جوی آبی که آن زمان از وسط صحن انقلاب اسلامی عبور می کرده،نصب می شود و مردم برای رفع تشنگی از آب درون آن استفاده می کردند.

چند سال بعد هدیه ای به دربار نادرشاه افشار می رسد. نادرشاه می خواهد این هدیه را باز کند ولی یکی از سرداران سپاهش به نام "اسماعیل خان"از او می خواهد چون این بسته مشکوک است آن را در خارج از شهر باز کنند و نادر موافقت می کند. بسته در خارج شهر باز می شود و چون درونش مواد منفجره بوده به محض گشودن منفجر می شود

نادرشاه به جهت ذکاوت اسماعیل خان و به شکرانه این که از این بلا جان سالم به در برده،دستور می دهد هم وزن اسماعیل خان به او طلا اهدا کنند.

اسماعیل خان هم طلاها را صرف ساختن جایگاه آن سنگاب کرده و گنبد و پایه های سقاخانه را طلا می نماید. بدین جهت از آن زمان سقاخانه را "سقاخانه اسماعیل طلایی"نام گذاری کرده اند روایت دیگری هم دارد که اگر خواستید در اینجا بخوانید

مشهد حرم امام رضا علیه السلام سقاخانه اسماعیل طلایی 

 نقاره خانه حرم 

یکی از مراسمی که خیلی دوست داشتم شاهدش باشم نفاره زنی بود. وقتی چندبار به حرم رفتم متوجه شدم که هر روز قبل از غروب آفتاب و قبل از طلوع آفتاب مراسم نقاره در نفاره خانه ی حرم امام علی ابن موسی الرضا علیه السلام برقرار است. پس با دوربین کوچک جیبی که همراه داشتم، رفتم و پای نقاره خانه منتظر ماندم و به محض اینکه مراسم شروع شد، شروع به ضبط فیلم کردم...

ادامه مطلب ...