X
تبلیغات
رایتل
کویر سبز
X
تبلیغات
جشنامه

حکایت یک عکس! ملای سبزواری ، ناصر الدین شاه و عکاس باشی

پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 ساعت 19:19

بسم الله الرحمن الرحیم

 هر چند این نوشته می تواند نقض غرض شده و تبعاتی مانند بی اعتبار انگاشتن اقوال گوناگون در مورد سرگذشت ها و در این مورد خاص، آخوند ملا هادی سبزواری را در پی داشته باشد که از مشاهیر علما شیعه است و فراتر از آن حتا می تواند با تسری دادن به کل تاریخ، منجر به ساختگی دانستن همه تاریخ شود و مثل گفته های مرحوم شاملو را تداعی کند که طی یک سخنرانی با عنوان "ایران در سده بیستم" و تحت تاثیر یک نفر تمام تاریخ و اقوال تاریخی ذیل تاریخ را بالکل زیر سوال برد( البته آقای مهاجرانی طی کتاب گزند باد جواب مبسوطی به او داد) اما ظاهرا انکار نمی توان کرد که بر سر نکات و نقاطی از تاریخ تعمدا تحریفاتی صورت می گیرد، که توجه به آن مطمئنا خالی از فایده نیست. سرمنشاء فکر این نوشته از اینجا آغاز شد که دیروز من در وبلاگی مطالبی دیدم و خواندم در خصوص آخوند ملا هادی سبزواری

امروز گشتم و آن وبلاگ را پیدا نکردم اما در اینجا دیدم همان نوشته منتشر شده است:

1- دکتر شریعتی در یکی از کتاب های خود، داستانی را نقل کرده:

او آورده که ناصرالدین شاه در سفر به خراسان، بر سر راه مشهد، در سبزوار اتراق کرد و در این شهر به دیدن فیلسوف و حکیم بزرگ آن روزگار، حاج ملاهادی سبزواری، رفت و با او به گفت و گو نشست. در پایان نیز از حکیم درخواست کرد اجازه دهد عکاس باشی دربار که همراه موکب همایونی بود، از او عکسی بگیرد. فیلسوف بزرگ که تاکنون ازعکاسی چیزی نشنیده و ندیده بود، گفت: ماهیت عکس چیست؟

توضیح دادند که سایه ای است از شخص یا چیزی که بر روی کاغذی می افتد و باقی می ماند.

حکیم از در انکار درآمد و گفت: آنچه شما می گویید منطقا محال است؛ زیرا ما می دانیم وجود ظِلّ ( سایه ) قائم به وجود ذی ظِلّ ( صاحب سایه ) است. یعنی سایه تا وقتی هست که صاحب سایه باشد و به محض ازاله و از بین رفتن صاحب سایه، سایه از بین می رود. امکان ندارد “صورت جوهری” از اصل ماهیت آن جدا شود و به گونه ای “عرض وارانه” بر روی فیلم عکاسی ظاهر شود.به تعبیر دیگر عرض قایم به جوهر است.

شاه و همراهان درماندند و از پس قانع کردن حکیم برنیامدند، اما اصرار کردند که ایشان این بحث های منطقی را کنار بگذارد و اجازه دهد عکاس باشی از ایشان عکسی بگیرد. حکیم پذیرفت و روبروی دوربین عکاس باشی نشست و اکنون تنها تصویری که از ایشان باقی مانده، همان عکسی است که ایشان وجود آن را منطقا محال می دانست.

.......

بله امروز که می خواستم آن لینک را پیدا کرده و در لینکهای روزانه ام بگذارم هر چه گشتم آدرس آن وبلاگ را پیدا نکردم و  اما حیرت انگیز اینکه متوجه شدم انواع و اقسام مطالب در این خصوص وجود دارد که یا نافی هم هستند و یا متضاد هم و یا متناقض گفته اند و حتا از مطالبی چشم پوشی کرده و یا اضافاتی داشته اند!


مثلا قدس آنلاین حکایتی دیگر از همین عکس نقل کرده که هیچ اثری از آن استدلال فلسفی در مورد سایه وجود ندارد! در عنوان می نویسد:

 حکیمی که دوربین عکاس باشی ناصرالدین شاه را تایید کرد!

2- در متن می نویسد بنا به نقل منابع تاریخی گویا روزی ناصرالدین شاه در سه هزار متری سبزوار بنام «کوشک» وارد می شود و گروهی از علما به همراه میرزا ابراهیم شریعتمدار و برخی از تجار و مالکان به حضور او می رسند، و چون شاه، فیلسوف بزرگ سبزواری را در بین آنان نمی بیند، اشتیاق زائد الوصفی برای دیدن حکیم اظهار می دارد. صدر اعظم شاه برای آوردن فیلسوف به منزل وی می رود و می گوید: «امروز همه علما و اشراف سبزوار به حضور شاه رسیده اند که تازه وارد و میهمان است، به جز حضرتعالی»....

...تا می رسد به اینجا که:

آنگاه چون حکیم می فهمد که بالاجبار باید رفت، به کالسکه حاضر، سوار نمی شود و با چند تن از شاگردان خود به ملاقات شاه می رود.

و.... روز بعد که شاه به دیدن حکیم به خانه وی رهسپار می گردد

...چون حکیم عکس خود و نحوه عکاسی را از زبان عکاس می شنود، می گوید: «در استدلال علوم مناظر و مرایا، اسبابی نیکو است.»


اما این یکی جالبتر از همه است که سایت فارس بکلی موضوع عکس گرفتن را درز گرفته و روایتی را هم ساخته و پرداخته کرده که اصلا بکلی متفاوت است و سخنی هم از عکس به میان نمی آورد! :

«ملاهادی سبزواری» عالمی که پیشنهاد ناصرالدین‌شاه را رد کرد+تصاویر

این سایت ضمن شرح مفصلی از زندگینامه ی آخوند ملا هادی سبزواری مطلب مربوط با دیدار را ذیل عنوان "زهد حکیم سبزواری/ ماجرای حکیم سبزواری و ناصرالدین شاه قاجار" اینطور شروع کرده:

3- حکیم سبزواری گاهى هم صحبتى با فقرا و همنشینى با طبقات دیگر جامعه را مغتنم مى‌‌شمرد. زاهدانه مى‌‌زیست و به اشراف و حتى شخص شاه نیز بى توجه بود.....

...در سبزوار نیز عموم طبقات از او استقبال و دیدن کردند تنها کسى که به بهانه انزوا و گوشه‌نشینى از استقبال و دیدن امتناع کرد حکیم و فیلسوف و عارف معروف، حاج ملاهادى سبزوارى بود.

از قضا تنها شخصیتى که شاه در نظر گرفته بود در طول راه مسافرت خراسان او را از نزدیک ببیند، همین مرد بود که تدریجاً شهرت عمومى در همه ایران پیدا کرده بود و از اطراف کشور طلاب به محضرش شتافته بودند و حوزه علمیه عظیمى در سبزوار تشکیل یافته بود.

شاه که از آن همه استقبال‌ها و دیدن‌ها و کرنش‌ها و تملق‌ها خسته شده بود، تصمیم گرفت خودش به دیدن حکیم برود.

و نهایتا رسیده به اینجا و اشاره ی تیترش به این است:

شاه ضمن صحبت‌ها گفت: «هر نعمتى شکرى دارد. شکر نعمت علم تدریس و ارشاد است، شکر نعمت مال اعانت و دستگیرى است، شکر نعمت‏ سلطنت هم البته انجام حوائج است، لهذا من میل دارم شما از من چیزى بخواهید تا توفیق انجام آن را پیدا کنم»

[حکیم گفت[ - من حاجتى ندارم، چیزى هم نمى‌‏خواهم

[در مورد عکس هم بکلی موضوع را سانسور کرده و در موردش هیچ نگفته است]

خب بی دلیل نیست که مردم ما عموما نسبت به رسانه ها و به ویژه به بعضی از رسانه ها، مثل همین سایت فارس، تا بدین حد بدبین هستند.

.....

و اما از همه اینها جالبترینش شاید این باشد که موقع جستجو به مطلبی هم برخوردم که در مورد آخوند ملا هادی سبزواری نیست. اما این یکی همه ی زندگینامه ی آخوند خراسانی را جعلی می داند!

ناصر پوربیرار را شاید همه بشناسید و از سابقه اش در مورد مسائل تاریخی چیزهایی بدانید. بله او در اینجا طی متنی بلند بالا به تحریفات تاریخی اشاراتی دارد و در مورد آخوند خراسانی هم چنین نوشته است:

با شیخ آوازه مند دیگری مواجهیم که مایه افتخار روحانیت معاصر است. ۱۷۰ سال پیش در خراسان به دنیا آمده، در ۲۰ سالگی، همان زمان که هنوز رطوبت حشت [خشت] و آجر چهار دیوار گرداگرد تهران برچیده نشده، سلطان خوابگاهی نداشت و هیچ اثری از شهر خوی دیده نمی شد، تا 22  سالگی نزد ملا حسین خویی و نیز میرزا ابوالحسن جلوه در تهران به تحصیل فلسفه ادامه داده است و سپس ۱۴۸ سال پیش به صورت تمام عمر برای ادامه آموزش از جمله نزد میرزای شیرازی، عازم عتباتی می شود که در آن زمان به صورت مجموعه زیر بوده است

و متعاقبش این عکس را منتشر کرده:

برای من صحت و سقم مطالبش معلوم نیست و در پی کشف حقیقت هم نرفته ام اما این دوعکسی که منتشر کرده برایم خیلی خیلی عجیب و جالب بود:

و در مورد شرح این دو عکس هم اینطور نوشته:

از آخوند خراسانی دو سه تصویر باقی است که رسمی ترین آن ها در سمت راست ... می شود. عکس سمت چپ را، از آن که آخوند هرگز به ایران بازنگشت ظاهرا زمانی برداشته اند که شیخ فضل الله نوری در سفر به عتبات به دیدار آخوند رفته و به یادگار عکسی گرفته اند. ظرافت تصویر در آن است که آخوند میلی متر به میلی متر همان پزی را دارد و همان حجم و مرزهای خطوطی را پوشانده، که در عکس رسمی سمت راست می بینیم! آیا سازندگان این گونه ملحقات قلابی چه کسان اند و سوار بر این گونه بازی های مهوع به سوی چه مقصدی روانه اند؟

انتهای نقل قول از پور بیرار

...


اینجا هم قبلا ار تحریفات کیهان نوشته بودم که باید برای خواندنش فیل سوار شوید! :

http://mohredel.blogfa.com/post-81.aspx

اما اگر در خصوص، آرا، اندیشه ها و زندگینامه ی علما علاقمند به مطالعه هستید، پیشنهاد می کنم به وبلاگ دوست عزیزم آقای سید هادی طباطبایی از وبلاگ نگارستان هم مراجعه ای بکنید

نظرات (9)
یکشنبه 3 اسفند 1393 ساعت 08:03
رفتم حدیث جعلی کیهان رو تو وبلاگ قدیمی تون خوندم !
دوست خبرنگاری خیلی سال پیش یعنی اون زمانی که کسی شریعتمداری رو درست و حسابی نمی شناخت گفت این آقا می تونه در عرض 5 دقیقه یک پرونده ی قطور واسه یک نفر درست کنه
از شر کسانی که برای رسیدن به اهدافشون دست به هر کاری می زنند فقط باید به خدا پناه برد .
پاسخ:
دیروز عکسی دیدم از خوش و بش کردن اون و سعید مرتضوی توی مراسم مادر احمدی نژاد، یاد مقاله های شریعتمداری بعد از ماجرای سعید امامی افتادم. انگار این بابا با هر چی آدم منفوره رابطه ای حسنه داره
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 23:50
با سلام
موضوعی که مطرح کردید که خوبه!!
جالبه بعضی تاریخ معاصر را طور دیگری مینویسند
مثلا در باره ی دکتر شریعتی ، که بار انقلاب بخصوص در دانشگاهها
بر دوش ایشان بود متهمش به ساواکی ویا
مرحوم مصدق که انقدر برای ملی کردن نفت زحمت کشید
را منکر کودتای بیست هشت مرداد علیه ایشان می شوند!!!
خوبه که هنوز این مصادیق در خاطره ها ثبت است
پاسخ:
سلام
متاسفانه همه ی شئون زندگی ما سیاسی شده و کسانی هم وارد سیاست شدند که هیچ بویی از آن نبردند و کوچکترین دلسوزی را هم برای منافع ملی ندارند.
اصولا ما برای نخبگان خودمون ارزش قائل نیستیم و هر چی دلمون خواست رو بهشون می بندیم. یاد کتاب جامعه شناسی نخبه کشی از علی رضا قلی افتادم.
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 21:07
آقای ستاریان بزرگترین مشکل ما همین نداشتن رفرنسه... متاسفانه هر گروه فکری تاریخ رو به سمت خودش تحریف می کنه
پاسخ:
سلام
بله این از سیاست زدگی کشور ماست
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 20:36
سلام
تشکر از این که این قدر به یاد ما هستید و بی خبرمان نمی گذارید
بله من همان سال در پست هفتاد و یکم؛ راه حسین(ع)
بخش هایی از این سخنرانی منتشر نشده را گذاشته بودم و بعد ارجاع داده بودم به متن اصلی
اگر علاقه مند بودید نشانی اش اینجا است:
http://raj3at-e-sadr.blogfa.com/post/71/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%28%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%88%29

هر وقت از این متن های منتشر نشده پیدا کردید حتماً خبرم کنید کار است دیگر
یک وقت دیدید از دیدۀ صدر بین ما متنی فرار کرده بود
پاسخ:
سلام
بطور ناخودآگاه با دیدن اسمی از صدر یاد شما افتادم و می افتم و تازه دارم متوجه میشم که چرا برای " از صدر تا ذیل " شما چرا یاد امام موشس صدر افتادید
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 17:50
سلام
از حوادثی که فرمودید پیگیری کرده اید که خبری ندارم... در واقع خیلی از سیاست سر در نمی آورم
ولی
بله امسال چهلمین سالگرد وعظ امام است
همزمان با نظر شما داشتم خطابه امام را برای پست جدید مرور می کردم
اشارۀ شما هم مفید بود: لینک شما را هم مطالعه کردم
نشست علمی گفتگوی ادیان در قم هم به همین مناسبت برگزار شد:
http://imam-sadr.com/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/tabid/99/ArticleId/12204/%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%C2%AB%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF.aspx
پاسخ:
سلام
خب اون حوادث مقدمه شد تا برم و اون مقاله رو بخونم و از وجودش به شما هم اطلاع بدم
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 10:28
آقای ستاریان شما از کجا می دونید مطلبی که شریعتی در مورد عکس و سایه و عرض و جوهر نقل کرده واقعیت داره ؟ حتما برای شما سندیت این مطلب ثابت شده که اونو اصل قرار دادید و بقیه ی نقل قولها رو با اون قیاس کردید .
پاسخ:
سلام
تخصص اصلی شریعتی تاریخ بود و تسلط خوبی روی اون داشت. ضمن اینکه آدمی نبود که به کسی دروغ ببنده و من بهش توی نقل قولهای تاریخی اعتماد دارم. ضمن اینکه بالاخره ملای سبزواری عکسش هست و می دونیم که این عکس سلفی هم نیست و خودش از خودش ننداخته
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 09:47
کاش یک نفر حوصله داشت و این ماجرا رو بررسی می کرد !
(مرحوم شیخ صدوق رضوان اللّه تعالى علیه در کتاب امالى خود به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه علیه آورده است :
هنگامى که حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام تولّد یافت ، خداوند متعال جبرئیل علیه السّلام را مامور گردانید تا به همراه یک هزار ملائکه یر زمین فرود آیند و رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله را بر ولادت نوزادش تبریک و تهنیت گویند.
جبرئیل علیه السّلام هنگام نزول ، عبورش بر جزیره اى افتاد که فرشته اى به نام فُطرس در آنجا قرار داشت .
و چون فُطرس در انجام وظائف الهى کُندى و سستى کرده بود، بال هایش شکسته و در آن جزیره مدّت هفت سال به عبادت خداوند مشغول گشت تا آن که امام حسین علیه السّلام تولّد یافت .
وقتى فطرس مَلَک ، متوجّه عبور جبرئیل و همراهانش علیهم السّلام شد، سؤ ال نمود: اى جبرئیل ! کجا مى روى ؟
پاسخ داد: همانا خداوند متعال نعمتى - نوزاد - به محمّد صلّى اللّه علیه و آله عطا کرده است ؛ و مرا جهت ابلاغ سلام و تهنیت بر آن حضرت مامور گردانید.
فُطرس اظهار داشت : اگر امکان دارد، مرا نیز همراه خود ببرید، شاید محمّد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله برایم دعائى کند.
جبرئیل تقاضاى فطرس را پذیرفت و به کمک همراهانش او را نیز با خود آوردند.
امام صادق علیه السّلام افزود: زمانى که جبرئیل بر پیامبر خدا وارد شد، از طرف خداوند متعال ؛ و نیز از جانب خود به آن حضرت سلام و تبریک و تهنیت گفت ؛ و پس از آن موقعیّت فطرس را به عرض حضرت رسول رساند.
حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله فرمود: به فطرس بگو که خود را به این نوزاد بمالد و سپس به مکان اولیّه خود مراجعت کند. و چون فطرس خود را به قنداقه امام حسین علیه السّلام مالید، مشکلش برطرف شد، اظهار داشت : اى رسول خدا! امّت تو به زودى این نوزاد را به قتل خواهد رساند، هرکس او را زیارت کند و یا بر او سلام و درود فرستد، در هر کجا و در هر موقعیّتى که باشد، من براى جبران این کرامت ، سلام او را به حسین علیه السّلام ابلاغ خواهم کرد.
سپس فُطرس به سمت آسمان عروج کرد.
پاسخ:
سلام
زمانی اینطور روایات منو خیلی به خودش جذب میکرد اما الان نه!
امامان ما با تمام اتصالی که به عوالم دیگه داشتند مثل بشری عادی زندگی کردند. من البته این طور روایات و احادیث رو نه رد می کنم و نه قبول
جمعه 1 اسفند 1393 ساعت 09:45
سلام
آقای ستاریان تا الان پیش آمده شما از نزدیک شاهد ماجرایی باشید و به تمام جزئیات این ماجرا وقوف کامل داشته باشید بعد همین ماجرا رو با یک عالمه شاخ و برگ اضافی از زبان دیگری بشنوید ؟!
برای من که بارها این اتفاق افتاده یعنی یکی دیگه از حاضران در صحنه ی اتفاق وقتی می خواسته ماجرا رو برای غایبان نقل کنه ، هر چی تو مخیله ش بوده و دلش می خواسته اونا رو بیان کنه اما جرات نکرده یا به ذهنش نرسیده رو به ماجرا اضافه کرده !
دقیقا همین اتفاق برای بسیاری از وقایع تاریخی افتاده ! مطمئنا غرض ورزیها ، تعصبات ، جهل و ...هم در این تحریفها دخیل بودند .
این تحریفات رو ما در وقایع صدر اسلام هم شاهدیم
خدا رحمت کنه شهید مطهری رو که تا تابوی ورود به این مباحث رو شکست
پاسخ:
سلام
بله ما بطور دسته جمعی عادت نداریم توی نقل قولها دقت کنیم و آنچه اتفاق افتاده رو عینا و بی کم کاست منتقل کنیم.
شهید مطهری با کتاب تحریفات عاشورای خودش خدمت بزرگی به همه ی ما کرد و استارت اولیه رو برای افکار زد که حتا روی مسائل اعتقادی و تاریخ مذهبی هم چشم و گوش بسته و مطیع محض نباشند. روحش شاد و در اعلا علیین
پنج‌شنبه 30 بهمن 1393 ساعت 20:20
سلام
اول ط ن ب تقدیم می شود به دوستان عزیز و بزرگوار
با وجود این همه رسانه و شبکه های اجتماعی و ... هنوز هم ما شاهد تحریف و سانسور هستیم
ما واقعا چطوری می تونیم به صحت و سقم داستانی که هزار سال پیش اتفاق افتاده پی ببریم ؟!
به هر حال مطالبتون جالب بود ، ممنونم داداش عزیز
پاسخ:
سلام
مبارکشون باشه و ممنون
انگار خود همین رسانه ها و شبکه های اجتماعی تشدید کننده ی اوضاع بلبشوی قبلی شده و به کمکش رفته
قدیمی ها یک خداترسی داشتند و تا به چیزی مطمئن نبودند توی کتابهای خودشون نمی آوردند اما با وجود این به خاطر عدم دسترسی به منابع و افزوده شدن جعلیات و اسرائیلیات خیلی چیزها به دین و تاریخ اضافه شده و کسی هم در صدد منقح کردنش نرفته
ممنونم خواهر گلم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد