X
تبلیغات
رایتل
کویر سبز
X
تبلیغات
جشنامه

زنگ تفریح!

سه‌شنبه 23 اردیبهشت 1393 ساعت 23:10

بسم الله الرحمن الرحیم 

حدس بزنید و جایزه بگیرید:  

مثلا حدس بزنید که این آقای پیراهن سفید که دانشجو هستش به این آقای کت و شلواری که از مسئولین دانشگاه هم هست چی داره می گه:  

 

چی؟ سخت بود خب این سوال مال شما نبود که! مال تیز هوشان بود D 

خب برای شما یک سوال دیگه طرح می کنم. شما بگو این گل اسمش چیه؟ 

گل پیاز - نازی نازی گل پیازی! 

اینم سخته؟! 

باشه بالاخره نمیگذاریم که بدون جایزه از اینجا بروی D 

شما به این دوتا عکس نگاه کن که طی دو سال گرفته شده و اگر حدس بزنی که این کولر را چرا اینطور قفل و زنجیر کردند و عکس بعدی در سال بعدی چه شکلی خواهد بود جایزه می گیری: 

 

 

 

خوب بود؟ سخت که نبود؟ 

مثل روز برام روشنه که بهترین و درست ترین جوابها از طرف جمعیت اخوان داده خواهد شد و برنده هم از بین اونا خواهد بود

برچسب‌ها: زنگ تفریح، عکس
نظرات (32)
شنبه 3 خرداد 1393 ساعت 17:10
سلام آقای ستاریان
من منتظرپاسخ تون هستم البته اگر زحمتی تیست.
متشکرم.
پاسخ:
سلام
پاسخ دادم خدمتتون.
جمعه 2 خرداد 1393 ساعت 12:04
من از این به بعد هر جا اسم گل پیاز رو ببینم یاد شما می افتم !

گل پیاز را خیلی دوست دارم، احساس می کنم وجودش آهنگین است! انگار موسیقی ملایمی از گلبرگ هایش ساطع و در فضا منتشر می گردد و سپس مثل هاله ای مه آلود به سمت آسمان می رود؛ نوائی آرام، آمیخته با عطر دل انگیز رویش؛ حال اگر این آهنگ لطیف با زمزمه یک نسیم رهگذر که از دوردست پاک یک کوهستان آمده، در هم آمیزد، یک آلبوم موسیقی باشکوه می سازد به غایت روحنواز، که می تواند تمام وجود انسان را به وجد بیاورد و سماعی صوفیانه را رقم بزند!
آلبومی تنظیم شده توسط طبیعت که بی هیچ ابزاری می توان آن را در فایل احساس دانلود کرد!
در یکی از سفرهای شمال، باغ پیازی را دیدم سرشار از گلهای موزون،که گوئی هر کدام از شاخه ها نغمه ای بر لب داشتند اما در یک هماهنگی شگفت انگیز، سمفونی زیبائی را خلق کرده بودند.
وه! که چه نمای قشنگی داشت باغ! و چه جلوه بی نظیری؛ انگار زیباترین فرش دنیا را در بستر باغ گسترانیده بودند، زیر اشعه طلائی آفتاب نیمروز ...
نمائی باشکوه و درخششی گیرا که مرا به سوی خود می خواند! از دور صدای موسیقی باغ را می شنیدم که در باد می پیچید و نت هایش هر کدام، آرام و سبک به سمت من پر می کشیدند؛ عطر رویش مشامم را پر کرده بود و بوی سبز شدن در هزار توی بیشه ی احساسم پیچیده بود ...
گیج شدم، از خود بیخود گشتم و از رفتن باز ایستادم! ...

منبع : http://kokabesabz.blogfa.com/post-37.aspx
پاسخ:
سلام نمیدونید از دیدن این پست و خوندنش چقدر لذت بردم! واقعا ممنونم برای گذاشتن لینکش
براش نوشتم:
سلام
دوستی آدرس این نوشته ی شما رو برام گذاشت. چون من عاشق طبیعتم و از این نوشته ی شما لذت بردم. فقط خواستم از خودم ردی بگذارم و تشکر بکنم به خاطر این همه احساسی که نسبت به طبیعت دارید. من چند پست قبل عکسی از گل پیاز گذاشتم وبلاگم
http://mostafasatarean.blogsky.com/1393/02/23/post-218/زنگ-تفریح-
ولی کسی تشخیص نداد که این گل چیه؟!
ضمنا بگم که من چند تا پیاز ریز که جوانه زده بود رو کاشتم توی گلدون و خیلی بزرگ شدند و گل دادند. احتمالا به بذردهی هم برسند. منتظرم ببینم آخرش چی میشه؟
سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1393 ساعت 13:13
آقای ستاریان هی می گفتم چی می خواستم به شما بگم؟!!!
حالا یادم افتاد ! می خواستم در باره پست زنگ تفریح قسمت دومش که عکس یک گل بود براتون بنویسم
شاید شما فکر کنید من به قسمتهای مختلف اون پست توجه نکردم در حالی که اینطور نیست !
به خصوص اون گل عجیب فکر منو مشغول کرده بود اول از همه عکس رو تو گوگل سرچ کردم اما دیدم عکس رو از گوگل برنداشتید و خودتون گرفتید
بعد عکس رو به چند تا از همکارام نشون دادم اما اونا هم نمی دونستند این گل چیه و هر حدسی هم می زدند غلط بود
تا اینکه خودتون جواب سوال رو نوشتید و فهمیدم گل پیازه !
فکر می کنید عکس العملم چی بود ؟
محکم به پیشونیم کوبیدم و گفتم : عجب ! آقای ستاریان قبلا برام نوشته بود که گل پیاز کاشتم تا ببینم گل پیاز چه شکلیه که قدیما بهمون می گفتند نازی گل پیازی !
از اون روز می خواستم این چیزا رو براتون بنویسم یادم می رفت !
خودتون آلزایمر دارید !
پاسخ:
بله. خوب شد که گفتید. من پارسال باقلا کاشتم تا ببینم گل باقالی که می گند، چه شکلیه؟ واقعا گل قشنگی داره و عکسش رو هم بعد از عید پارسال گذاشتم وبلاگم.این گل پیاز هم واقعا قشنگه و توی ساقه اش برعکس همه ی پیازهای دیگه از جمله گلایل، مریم، اختر، زنبق و ... یک برآمدگی داره، یعنی از بیخ مثلا قطرش دوسانته و حدود ده پانزده سانت که بالا میاد کم کم به سه سانت و سه سانت و نیم، میرسه و رفته رفته کوچیک میشه تا به انتهای پنجاه شصت سانتی خودش برسه!! برای همینه که آرزو کردم گیاهشناس بودم و دلیلش رو می فهمیدم. واقعا اعجاب برانگیزه!توی دفاتر خاطراتم یک مطلبی از داروین نوشته بودم راجع به شبدر و امسال با شبدرهای گلدون های ایوون دلیلش رو فهمیدم.واقعا دنیای گیاهان دنیایی پر از اعجاب و حیرته برای من!
جمعه 26 اردیبهشت 1393 ساعت 11:37
سلام
خب ! جوابها چی شد ؟ ما منتظریم خودتون جوابهای درست رو بنویسید
پاسخ:
سلام
همونطور که پیش بینی میشد جناب خرمگس از جماعت اخوان برنده نهایی شد و بقیه ی جماعت اخوان هم نمره های 18 و 19 و قابل قبولی گرفتند و همه ی جماعت نسوان هم زیر 10 شدند و اکثرا هم به خاطر غیبت یک صفر کله گنده گرفتند
جواب 1: را داداش آتش علنی گفت و سوال از دور مسابقه کنار گذاشته شد
جواب 2: را همه ی جماعت اخوان درست گفتند که گل پیاز بود. منتها برای اینکه جمعیت نسوان تقلب نکنند خیلی با احتیاط و در خفا گفتند
جواب سوال 3 هم این بود که برای دزدیده نشدن پمپ 15 تا 25 هزار تومانی 200 هزار تومان هزینه کرده تا آهن کشی کنه و عکس سال بعد هم حتما، دیوارکشی به دور کولر برای تکمیل حراست از کولر خواهد بود.
جمعه 26 اردیبهشت 1393 ساعت 09:30
سلام خدمت همه ی دوستانی که آمدند و یا سرک کشیدند و رفتند. این مطلب همانطور که در عنوانش نوشتم زنگ تفریح بود و برای خنده و شوخی طرحش کرده بودم. امیدوارم به هدفش رسیده باشه. ممنونم از داداش آتش، خواهر خوبم مریم خانوم، از خرمگس عزیز که از راه نرسیده جایزه می خواست! از داداشم علایی که خودش رو رسوند و از آقای امیری که از قوم و خویشان من ترسید و فرار کرد و جوابی نداد! از بانوی سیب عزیز که با صافی و کمال صداقت سعی کرد این معمای حل نشدنی رو حل کنه و ... خلاصه از بیش از 40 نفری که آمدند و بی سر و صدا این سوالات و جوابها رو دنبال کردند ممنونم و امیدوارم خنده ای بر لبانشون نشسته باشه
والبته از خودم که چند ساعت تلاش کردم تا با گوشی کامنت بگذارم و به سختی موفق شدم و البته مریم خانم کامنت های منو نپذیرفت
جمعه 26 اردیبهشت 1393 ساعت 02:00
سلام و عرض ادب
این یک دعوتنامه رسمیست از جانب شنگین کلک
که از شما دعوت می کند تادر مراسم جشن تولد وبلاگ
"شنگ" به آدرس http://DideNo.blogsky.com
شرکت فرمایید . دوستان ، آشنایان ، اقوام ، مهربان همسر
و همه کودکانتان نیز دعوتند .
جمعه 26 اردیبهشت 1393 ساعت 00:37
راستی حالا تکلیف من چی میشه؟ میدونی که من جوابها را کامل میدونم! منم بگم جایزه میگیرم ؟
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393 ساعت 10:43
سلام
بانو جان شما دل شیر دارید چطوری جرات کردید به این سوالات بی سر و ته و بی معنی جواب بدید ؟ آخه به اینا هم می شه گفت سوال ؟!
آقای ستاریان برای جمعیت نسوان دام گذاشتند و می خوان از ما آتو بگیرند
پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393 ساعت 03:00
سلام عمو مصطفی
البته جهت شرکت در مسابقه نیومدم ها ...فقط میخوام بدونم حدسم درسته یانه ازتصویر اخر میگم ....فکر کنم ار ترس به سرقت رفتن پمپ و دینام کولر اینطوری قفل و زنجیر شده و عکس بعدی کولر هم که یک نیم شیروانی گذاشتند روش برای جلوگیری تابش نو ر خورشید و جلوگیری از گرم شدن اب کولر باشه.....در مورد گل اصلا اطلاعات خوبی ندارم اما کل دسته گل که من رو یاد قاصدک انداخت ...تصویر اول هم فکر کنم کارت ورود به جلسه رو این دانشجو یادش رفته بیاره و اون مسئول به سالن راهش نمیده ... با این چشمهای نیمه کورم انگار فقط من دنبال جواب این سوال ها هستما مگه مریم گلی با اتش گرامی اتش بس نکرده بودند
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 21:41
سلام ظاهرا اینجا همه با هم آشنایند . من حرفی برای گفتن ندارم .فقط عرض میکنم ادامه چ را نوشتم . تشکر
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 19:37
یا حضرت عباس ! یک نفر دیگه بهتون اضافه شد ؟!
پاسخ:
بعععععله حالا دیدید الکی قمپز در نکردم! فعلا که یلان و شیران از جماعت اخوان سر جلسه حاضر شدند و دارند امتحان میدند.
اصلا 28 نفر سر جلسه حاضرند اما هیشکی اندازه ی شما شلوغ پلوغ نمی کنه ها!
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 17:45
سلام
ای بابا چند وقته وبلاگو راه انداختی بیخبر!! خوبه دو قدم راه فاصله داشتیم تازه اگر موبایل را فراموش کنیم
باید سر فرصت مطالب را بخوانم. کلی از کلاس عقب افتادم باید خودمو برسونم
پاسخ:
به به! به به! داداش علایی خودم
کجایی داداش که مصطفاتو کشتند
اینطرفا؟ بعععله دیگه ما یک مریم خانوم داریم که سرمون رو گول مالی کرد و هی وسوسه کرد برگردیم تا هی برامون زبون دربیاره و عصبانیتش خودش رو، سرمون خالی کنه

خوش اومدی داداش یک نفر به جماعت اخوان اضافه شد اونم چه یلی و چه دلیر و پهلوانی
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 17:30
رونوشت : صرفاً جهت اطلاع و روشن سازی اذهان عمومی
ناراحت نباشید مریم بانو . ان شاالله شما هم وقت پیدا می کنید
فعلا مواظب باشید شام نسوزه . اون ذغال تلفن راهم که کامی جان
تازه عوض کرده اند چینیه دوام آن قبلی راکه آلمانی بود نداره مواظب
باشید . سرفرصت تشریف بیاورید باطیب خاطر می شینیم گفتمان میکنیم حالا عجالتاً خدمتتان عارضم که اولاً آمدن من سر وبلاگ شما که منعی نداشت این شما بودید که نبایدمی آمدید چون در دیدنو مطالب سکرتی مطرح شده بود که منجر به افشای جواب سوالات می شد تازش هم شما اینقدر پررویی و زبون درازی کردید که من مجبور شدم جواب سوال اول را فاش کنم . دومش هم اینکه حالاشما عینکتون را نمی زنید ورقه را سفید می بینید من چه گناهی دارم . سومش هم اینکه اگه با این تهمت ها دلتون خنک میشه اشکالی نداره باشه ما تنبل بعدش هم اینکه من هیچوقت نه ادعای باهوشی کردم و نه نابغه ای این خود شما بودید که این القاب را درمورد من بکاربردید . فقط من موندم شما با اینهمه تقلب چطور معدلتون شده 19.37 این مطلب باید حتماً بررسی بشه نکه شما هم مدرکتون را از دانشگاه هاروارد گرفتید ؟ بعدنش هم اینکه تازه مگه نابغه بودن به مدرک و معدل و این چیزهاست خوبه همه میدونیم که انشتین و ادیسون درمدرسه بخاطر تنبلی معروف بودند .
تازه از ایها که بگذریم من هم قبولی خرداد هستم و هم معدلم
بالاتر از شما بوده . حال اصلا چی شده که شما اینقدر می سوزین ؟
خاکشیر یخمال بدهم خدمتتان قدری ازحرارتتون کم بشه ؟
پاسخ:
بسمه تعالی
قابل توجه مریم خانوم
نصب در تابلوی اعلانات کلاس
امضاء
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 16:13
جناب آتش !
اولندش اول شما آمدی سر وبلاگ من
دومندش وقتی من آمدم سر وبلاگ شما ، شما تو ورقه ت هیچی ننوشته بودی سفید سفید بود
سومندش خودتون تنبلید نه من !
مگه شما نمی گید باهوشید و نابغه ؟ اگه راست می گید و مردید بیاید معدل آخرین مدرک تحصیلی مونو نشون بدیم :مسخره
معدل من 19.37 صدمه ، مطمئنم معدل شما 10 و خرده ایه ! تازه شک ندارم قبولی شهریورید و یک مهر تمام مواد تجدید تو کارنامه تون خورده
پاسخ:
بسمه تعالی
نصب در تابلوی اعلانات کلاس
( تشویق شوند)
امضاء
نظر دبیرخانه: نمره در صحت و صداقت خدشه ناپذیر شناخته شد!
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 12:26
داداش من گفته باشم مریم بانو همین حالا در وبلاگ دید نو رصد شده
اند و این تقلب محسوب میشه ما که هشدار داده بودیم . دیگه امتحانشون باطله نمرشون هم یک صفر کله گنده است .
حالا ایشون هم باید بشینن کنار و زبان درکام بگیرند البته بعید بدونم
این کار امکان پذیرباشه و بگذارند بقیه با خیال راحت برگه هاشون را بنویسن
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 11:24
داداش خیلی باید ببخشید اما برای روکم کنی بعضی هاهم که شده من دیگه نمیتونم تحمل کنم باید همین حالا سوال اول را جواب بدم شما میتونید این سوال را از دور مسابقه خارج کنید .
جواب : این آقای دانشجو که در جشنواره غذاشرکت کرده بود بعنوان عامل فتنه دستگیرش کرده بودند چون غذاهاش مسموم بود و چند نفر که چشیده بودند از جمله یکی از داوران بشدت مسموم شده بودن و در این عکس لحظه ای را نشون می ده که ازش رفع اتهام شده چون معلوم شد که خودش هم از همان غذا خورده و دچار مسمومیت شده و کارشناسان آگاهی کشف کرده بودن که فتنه از ایشون نبوده بلکه یک شریره خبیثه ای اومده بوده و یواشکی در یک فرصتی که بدست آورده زهر ریخته توی غذای ایشون اما متاسفانه ماموران آگاهی نتونستند فرد مذکور را دستگیر کنن البته رد پاهایی ازایشون هست که منتهی به اراک و اون طرفها میشه . البته خوب ما بر همگان واضح و مبرهن است که چه شخصی در ریختن سم در غذا ها فوق تخصص داره !
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 11:13
داداش این آدرس ها را زودتر برسون
دیوی داره بیتابی میکنه . چند تا زبان بند هم گرفتیم
که باید ببریم زودتر نصبشون کنیم .
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 11:06
خوب حالا که به همه سوالا جواب درست دادم جایزه مو بفرس
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 10:34
آقای ستاریان به من خبر دادند :( داداش آتشم تو پست "به یاد پدرم" براتون کامنت گذاشته ! )
اینقدر به شما ایمان دارند که یک در صد فکر نکردند ممکنه شما اشتباه کرده باشید !
دلم خییییییییییییییییییییلی خنک شد !
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 ساعت 10:29
آتش جان شما نیاز به افسار داشتید ؟
( تعداد کل: 32 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد