X
تبلیغات
رایتل
کویر سبز
X
تبلیغات
جشنامه

کویر سبز

یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ساعت 23:08

بسم الله الرحمن الرحیم 

طبق صلاحدید و دستور نهایی خواهر خوبم ناهید عزیز و با پیشنهاد اولیه ی خواهر خوب دیگرم مریم خانم و دوستان دیگری که به شورای نامگذاری متخلص شدند، این وبلاگ از امروز به بعد با اسم " کویرسبز " شناخته خواهد شد. و علت انتخاب و مرحمت کردن این اسم به این وبلاگ رو خواهرم خوبم ناهید اینطور نوشته:  

بعد از چند روز فکر کردن در این مورد نمی دونم چرا اسم کویر سبز از بین این اسامی میاد تو ذهنم پررنگ می شه ، آخه کویر آسمونش خیلی زیباست ، شبهاش هم که پرستاره است ، کویر خیلیییی برکت داره ، کویر بکره ، دور از همه ی ناخالصی ها ...
باید کویری باشی تا صداشو بشنوی ، گوش کنید آهنگ شب سکوت کویر شجریان رو ...ببار ای بارون ببار ...
راستی صدای ساز دوتار هم که صدای کویره از جناب سهیل بپرسین خب ...
تازه داداش هم که می خواد کویر رو سبز کنه مثل گلدونای قشنگش ، مثل اون باغچه ای که داشت ، اصلا داداش وجودش سبزه ...
مریم عزیز کلیدر رو که خوندی ، کیمیاگر هم که همینطور ...

برو در این بیابان جستجو کن
ز هر خاکی کفی بردار و بو کن ...

کویر همیشه بوی عشق میده ...و کویر سبز یعنی کویری که همیشه زندگی در اون جریان داره ... 

.... 

خب ملاحظه فرمودید؟ بله با این همه لطفی که ایشان به من دارند مگر می شود امرشان را به دیده ی منت نگذارم و اطاعت امرشان را نکنم؟ 

ممنونم از خواهر خوب و گلم ناهید خانم برای اسمی که برای وبلاگ من انتخاب کردند  

دوستان لطفا لینک وبلاگ مرا به این اسم تغییر بدهند. خیلی از همگی ممنونم 

پ ن:  

داداش خوبم جناب آتش زحمت کشیدند و تندیس صلح را تهیه کردند که به داداش و شریک خوب دیگرم جناب محمد مهدی سامع عزیز و گرانقدر، با افتخار تقدیم می کنیم

تندیس سفیران صلح تقدیمی به مرد صلح سال

برچسب‌ها: وبلاگ، دوستان وبلاگی
نظرات (133)
شنبه 27 اردیبهشت 1393 ساعت 02:02
چه اسم زیبایی.سرو ایستاده به کویر سبز سلام می کند از این به بعد!!
موفق باشید آقای ستاریان
پاسخ:
سلام الهام خانم. ممنونم و این کویر هم به سرو ایستاده سلام می کنه
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 23:21
سلام وعرض ادب خدمت همه دوستان گرامی
خواهش می کنم ، خواهش می کنم ، خواهش می کنم
اینقدر مرا شرمنده نفرمایید . خوب از خودتان است . شما زیبا
می بینید . دست آقا سامع درد نکه که صلح و آشتی را به فضای
وبلاگی بازگرداندند . من هم امیدوارم که این صلح و آشتی جاودان
شود . باز هم سپاس از لطف همه دوستان
پاسخ:
من بازم تشکر می کنم داداش
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 22:39
سلام
واااااااااااااااااااااااااااااااای چه جالبخییییییییییییلی قشنگه، دست گلتون درد نکنه، خیلی لطف کردی، ممنون جناب اتش خیلی زحمت کشیدید و هیچ وقت این مدال و این اتفاق را نمیشه فراموش کرد. اخه الکی که نیست
پاسخ:
سلام
شکر خدا که داداش آتش نگذاشت شرمنده ی شما بشیم و فورا تندیسی شایسته ی شما به قدر بضاعت وبلاگ نویسی اهدا کرد که منم با تمام وجود ازش ممنونم
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 19:41

سلام عمو جان
خسته نباشید ....چه تندیس قشنگی دست همتون درد نکنه مخصوص اتش گرام
موفق باشی عمو جان
پاسخ:
سلام بر بانوی سیب عزیز
بله دست جناب آتش درد نکنه
ممنونم از محبت همیشگی شما
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 13:49
سلام خدمت شما و دوستان جنگ طلب
چرا جشن و مهمانی و جنگ رو با هم قاطی کردین شما ها ؟؟
از طرف دیگه، تو کویر خوب تونستین مزرعه کدو - بادمجان درست کنین هااااا
مراقب باشین شتر ها وارد مزرعه نشن !!!
جناب آتش هم خوب خودشون رو میشناختن هاااااااااااا آخه از همون ابتدا میدونستن که ممکنه اسمشون نشانگر رفتارشون باشه و چپ و راست آتیش بیار معرکه باشن !!!
بهتره این جشن و جنگ رو تمام کنین و به تندیس صلح احترام بزارین
روز همگی خوش
پاسخ:
سلام خدمت شما
البته اینجا فقط یکنفر از جماعت نسوان جنگ طلب بود
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 13:05
سلام
مبارک باشه. هرچند تا حالا کویر نرفتم اما خیلی تعریف ازش شنیدم. در ضمن لینک هم شدید.
پاسخ:
سلام آقای شرف الدین
از دیدنت خیلی خوشحال شدم و ممنونم از محبت شما. لینک شما هم که در قلب اسامی دوستان ما جا داشته و داره
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 05:07
سلام داداش عزیز و خوبم
به به چه تندیس زیبایی ! الحق که این جایزه برازنده ی دلاور سامع عزیز هستش به مرد صلح سال تبریک میگم
دست داداش گلم نیز درد نکنه که عکس جایزه رو تو پست گذاشتن،
به این جایزه میگن : صلح سبز
در ضمن از جناب آتش هم تشکر می کنم که زحمت فرستادن جایزه رو کشیدند.
پاسخ:
سلام به خواهر گلم ناهید خانوم سحر خیز
دست دادش خوبم جناب آتش درد نکنه من اولش که دیدم فکر کردم تندیس واقعیه و ازش عکس گرفتند! بعد فهمیدم با فتوشاپ درست کردند
آقای سامع گفتند که امروز جمعه منزل نیستند و فردا سر میزنند و تحویل میگیرند
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 01:12
به روباه گفتند شاهدت کیه گفت دمم !
گمون کنم شما کمد آقای ووپی رو دزدیدید !
آقای ووپی یادتونه ؟ تنسی تاکسیدو و چاملی و ...
تو کمد آقای ووپی همه چی پیدا می شد حتی ملکه سوسک های کویری
شما اگه امسال منو چل نکنید شانس آوردم !
شب بخیر
بس که برای شما دو تا زبون در آوردم زبونم همین جوری بیرون مونده و دیگه جا نمی ره
پاسخ:
اوه یادتونه؟ کمد آقای ووپی! عجب روزگار خوشی بود. حتا کارتونهای ما با کارتونهای این نسل زمین تا آسمون فرق داشت


خب منم به درد شما گرفتار شده ام
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 01:04
نــــــقـــــــــــــی
بابا این مریم خانم کجاست
ما شام نخوردیم
پاسخ:
بابا پنجعلی منم از دست مریم خانوم ساعت یک شام خوردم
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 00:59
مریم خانم .منو میبینی ؟
اینجا رو نیگاه کن . من اینجام
راست میگن به خدا . ما رامی بینی
ما هم هممون یک روزی ...ة بودیم . نفرین پرتاب می کردیم
عاقبتمون این شد که می بینی . برو استغفار کن تا دیرنشده
آفرین . برو . امشب شب استغفاره . شب جمعه درهای دعا
روبه آسمون بازه .
پاسخ:
ملکه سوسک های کویری دیگه آخرش بود!
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 00:47
به به می بینم که با لب و لوچه آویزون برگشتین
غذا سوخت ؟ بوی سوختگی که میاد . حکماً هم که در ارتباط
با شما باید باشه حالا یا از شامتون بوده یا از دماغتون دیگه نمیدونم اونوقت این جفتتون یعنی چی ؟
فکر کردین ما اینجا غریبیم . دونفر تک و تنها شما هم هرچی خواستید بگید ؟ نخیر . ما هرکدام عقبه ای داریم به قدمت تاریخ آدم ابوالبشر اگه قراربود نفرین های شما بگیره که تا حالا مردستان شده بود سنگستان . اما خوب خدا جای حق نشسته . شما مواظب خودتون باشید . دوتا فرزندرشید وخلف حضرت آدم ابوالبشر را نفرین می کنید این نفرین ها کمونه می کنه برمیگرده به خودتون میخوره اما اونوقت شما دیگه سنگ نمی شین ها شما سوسک میشین . میشین خاله سوکه بعد هم آقا موشه میاد خاستگاریتون
پاسخ:
اوه اوه! دیدی داداش بعد از شام چقدر عصبانی برگشت!
حالا واقعا یعنی سنگ نمی شیم ما؟
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 00:23
مگه نگفتم غیبت منو نکنید
یک راست می رید تو جهنم
شایدم همین امشب جفتتون سنگ بشید
پاسخ:
جمعه 19 اردیبهشت 1393 ساعت 00:12
البته ماکه در غلط نویسی شهره آفاقیم
اصلا مدال داریم یادتون که هست مسابقه غلط ننویسیم را ؟
اما خوب این اغلاط عمدی که نیست در واقع به علت هیجانات
روحیه که موجب اغلاط تایپی میشه .
اما دراین مورد بخصوص شما این طور فرض کنید که این کلمه به معنی ضمنی بوده چون برهمگان واضح ومبرهن است که ایشون هیچ بیماری لاعلاج وکهنه و مزمنی ندارند الا دشمنی با جماعت اخوان یعنی این طور بگم یک فمنیست به تمام عیار و بقیه امراضشان بصورت ضمنی و مضمن د رکنار آن بیماری لا علاج طبقه بندی میشوند .
پاسخ:
بله یادم افتاد. عجب روزهایی بود! دوستان شما دربه در دنبال غلط املایی و تایپی، سرتاسر وبلاگ شما رو گشته بودند. حیف که من دیر رسیده بودم و خیلی شانس آوردی داداش که مریم خانوم اونروزا به وبلاگ شما نمی اومد!

مرض ضمنی علاوه بر مرض مزمن!!
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:47
اگه بافتو شاپ میشد قرصی درست کرد که
حال شما را بهتر کنه مطمئناً تا حالا برای شما هم
درست کرده بودم اسمتون را هم روش می نوشتم
بلکه از اینهمه عداوت شیطانیتون با جماعت اخوان
کم بشه
میگم شام نسوزه ؟؟؟!!
پاسخ:
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:44
آخه مریم بانوی گرامی
شما که سردرد مضمن دارید
چرا قرص هاتون را نمی خورید که
اینطور سرتون درد بگیره و .......
پاسخ:
داداش الان (یعنی بعد از شام) خانوم معلم میاد این مزمن رو براتون غلط میگیره مگر اینکه سر درد مضمن یک سردرد مخصوص باشه مختص مریم خانوم
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:42
دست مریزاد . خیلی ممنون
حالا همه می بینن . البته اسپانسر جناب اما جمعه بودن
ما فقط برنامه ریزی و تدارکاتش را انجام دادیم .
ان شاالله که در سوئیس بهشون خوش بگذره
مبارک آقا سامع باشه . خداخیرشون بده .
به به عجب عکسی شده همین حالا دیدم
مریم بانو و ویلما . اِ اِ اِ این شاخها چیه رو سر ...
انگار عکسهای دوربین ویلما غیر از دماغ ذات آدم ها را هم نشون میده . ببین کم میارن تندی شام را بهانه می کنن .
باشه ما دیگه حرفی نمیزنیم غیبت نشه مدیون بشیم
دیگه دست شما بهش نمیرسه حالا بسوزید
.. -. -. -. .- - -.. -- -.- -. .- -. -.-..-.
-. .-.- .--.-- ..- -..-..- .--
...--.-. -.-.- -.-. - .
پاسخ:
آره خب غیبت اصلا خوب نیست اما چرا مریم خانوم غیبت کرد و رفت
-.- -. ...--.-. -.-.-
...--.-. -.-.-..-..-
..-..-...--.-. -.-.-..-..-
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:39
آقای ستاریان جواب کامنتهای آتش رو ندیدید چقدر حرف می زنند ! سرم رفت
پاسخ:
قبول کنید که مقابل یکی از جماعت اخوان یعنی داداش گل من شکست خوردید و پرچم سفید رو بالا ببرید
ای بابا چرا الفراررررررررررررررر
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:36
چقدر حسودیم شد
جناب آتش چه جوری اون نوشته رو زیرش نوشتید زود بگید وگرنه دوپایی می رم روش
پاسخ:
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:32
مگه من شتر افسار گسیخته کویر سبزم که بزنم تندیس رو له و لورده کنم

عجب تندیس قشنگی دستتون درد نکنه
نه بابا ! یک کم بهتون امیدوار شدم !
معلومه امشب قرصهاتونو سر وقت خوردید !
خدا ان شاءالله شفاتون بده

آقای ستاریان کامنتهای ما رو جواب ندید من که دارم می رم دنبال شام
اما شما دو تا مدیونید اگه پشت سر من حرف بزنید
پاسخ:
دور از جان
بس که شرارت کردید و دیشب از خودتون شخصیت جشن به هم زن نشون دادید چشمش ترسیده بنده ی خدا
جز یکی دو تا کامنت خصوصی بقیه ی گفت و گو ها رو می تونید همینجا رویت بفرمایید
پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393 ساعت 22:16
سلام آقا مصطفی
شنیدم مریم خانوم تشریف آوردن اومدم هم بهشون بگم که من و
فلینستون دیشب اینجابودیم هم یک عکس یادگاری باهاشون بگیرم
میخوام به دکتر نشون بدم بگم دماغم را این مدلی عمل کنه .
این روزها دماغ مریم خانم خیلی توی بورس افتاده .
اجازه می دید ؟ فقط یک عکس . فلینستون دم در منتظره .
پاسخ:
سلام ویلما خانوم
ببخشید که افتخار آشنایی شما رو ندارم. راستش آدمی قدیمی هستم و به تازگی کویر نشین هم که شدم
راست راستی میخواهید دماغتون رو عمل کنید؟! بارک الله بارک الله شاید با دماغ عمل کردن شما آمار دماغ عمل کردن ما ایرانی ها کمی متعادلتر بشه
( تعداد کل: 133 )
   1       2       3       4       5       ...       7    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد